تهران – خیابان پیروزی ، روبروی خیابان پنجم نیرو هوایی (روبروی مترو نیرو هوایی) ، مجتمع نسیم ، طبقه اول ، واحد 1

تلفن تماس : ۷۷۴۶۸۴۱۸-۰۲۱

ظرفیت دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی

قبولی در کنکور به دو صورت انجام میشود.  پذیرش صرفا بر اساس سوابق تحصیلی یا بدون کنکورو پذیرش بر اساس نمره آزمون و سوابق تحصیلی انجام می شد.  ظرفیت دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی دولتی و غیردولتی، هر ساله با انتشار دفترچه انتخاب رشته کنکور برای کلیه رشته ها در گروه های آزمایشی تجربی، ریاضی، انسانی، زبان خارجه و هنر در دوره های مختلف مشخص می گردد. بیشتر بخوانید “ظرفیت دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی”

‌چگونه رشته ی مناسب را انتخاب کنیم؟

‌چگونه رشته ی مناسب را انتخاب کنیم؟

‌چگونه رشته ی مناسب را انتخاب کنیم؟ ما می دانیم که انتخاب رشته می تواند نگران کننده باشد. بسیاری از دانشگاه‌ها صد‌ها رشته ارائه می‌کنند و زمانی که احساس می‌کنیم بقیه ی زندگی ما در بزرگسالی روی آن پیش می رود، انتخاب تنها یک رشته چالش برانگیز است. بیشتر بخوانید “‌چگونه رشته ی مناسب را انتخاب کنیم؟”

انتخاب همسر یكی از مهمترین تصمیمها

انتخاب همسر یکی از مهمترین تصمیمها

ازدواج یک پدیده اجتماعی است. بدون تردید انتخاب همسر یکی از مهمترین تصمیمها در طول زندگی ماست و در حقیقت همه هیجانات، تولید مثل، تربیت نسل آینده، درآمد، مسئولیت، تامین نیازها و چالش های آینده زندگی ما به آن بستگی دارد. هرکس طبیعتا مایل است همسری برگزیند که بیشتر همسان او باشد تا ناهمسان با او. همسانی دو فرد نه تنها آنها را به سوی یکدیگر جلب و جذب می کند، بلکه پیوند و وصلت ایشان را استوارتر می سازد. بیشتر بخوانید “انتخاب همسر یکی از مهمترین تصمیمها”

رفت و آمد دوران نامزدی

رفت و آمد دوران نامزدی

دوران نامزدی دورانی است که بسیار شیرین و جزء به یاد ماندنی ترین روزهای تمام عمر هر زوجی محسوب می شود. ولی واقعا این دوران برای چه کاری پیش بینی شده است. در رفت و آمد دوران نامزدی حد و حدود در نظر بگیرید. رفت و امد زیاد ارزش و احترام شما را نزد خانواده همسر کمتر میکند. چه کارهایی را باید در این دوران انجام داد و چه کارهایی را نه ؟ بیشتر بخوانید “رفت و آمد دوران نامزدی”

نقش ایگو در بروز اختلالات شخصیت

نقش ایگو در بروز اختلالات شخصیت

اختلالات شخصیت سخت ترین و بغرنج ترین حالت روحی است که ممکن است برای یک فرد به وجود آید. این اختلالات معمولا زمینه های وراثتی دارد و همچنین ریشه در تجربیات کودکی فرد نیز دارد. این اختلالات به طور عمده به دو گروه ایگو باور پذیر و ناباور پذیر تقسیم بندی می شوند.

۵-DSM تعریفی درباره ی اختلالات شخصیت ارائه می دهد که آن ها را مجموعه ای با دوام از رفتار ها و تجربیات درونی فرد تلقی می کند که با آنچه از فرهنگ و تمدن جامعه فرد انتظار می رود کاملا متفاوت است. این اختلالات کاملا فراگیر و منعطف است و احتمالا از اوایل دوران بلوغ جنسی در فرد نمایان می شود. البته در برخی از موارد نیز در ابتدای دوران بزرگسالی احتمال ابتلا به اختلالات شخصیت نیز دیده شده است اما اگر کسی تا پایان ۴۰ سالگی دچار این عارضه نشود یعنی زمینه های ایجاد اختلالات روانی در وی وجود نداشته است.

ایگو چیست؟

ایگو مجموعه ای از چند ساختار منظم است که شخصیت انسان را شکل می دهد. ایگو در لغت به معنای خود است و بازتاب تمامی اتفاقات و حالات روحی و روانی انسان است؛ معنای ایگو برای هر فرد ممکن است فرق داشته باشد، چرا که اگو وابستگی مستقیم به شخصیت هر فرد دارد و بهتر است بگوئیم ایگوی هر فرد متناسب با شخصیت وی منحصر به فرد است.

روان شناسان معتقدند که شخصیت انسان ها از سه بخش تشکیل شده است و تا پایان عمر با انسان همراه خواهد بود. نهاد، ایگو و سوپر ایگو سه بخش اصلی و اساسی در شخصیت و ذهن انسان است. نهاد به معنای چیستی انسان است و همان سر منشا وجودی انسان است.

اما سوپر ایگو همان نیروی بازدارنده ای است که ما را از انجام کارهایی که گاهی اوقات ایگو از ما درخواست می کند اما به ضرر آن است باز می دارد. بعضی از محققان و روان شناسان سوپر ایگو را همان وجدان انسانی تلقی می کنند و معتقدند کارهایی که در واقع خلاف قانون اجتماعی است باعث رنجش ایگو و در نهایت ملامت سوپر ایگو می شود.

 

برسی اختلالات شخصیت ایگو ناباور

این نوع اختلالات از بیمار، شخصی بسیار خطرناک می سازد؛ چرا که ایگوی این فرد درگیر ماجرای اختلال نشده و هرگز قبول ندارد که برخی از رفتارش خلاف اصول اجتماع می باشد. بنابراین هر کاری را مرتکب می شود و می تواند به راحتی از کنار آن بگذرد. برای مثال تروریست های گروهک داعش به طور قطعی دچار اختلالات شخصیت ایگو ناباور هستند و معتقدند افراد باید با قانون آن ها زندگی کنند و در صورتی که کسی به قوانین آن ها معترض شود کشته خواهد شد.

این افراد معمولا بیماری خود را نمی پذیرند و برای درمان جویی پیش قدم نمی شوند. درمان این افراد بسیار سخت و دشوار می باشد و تیم درمانگر فشار زیادی را متحمل می شود. همچنین احتمال بهبود کامل در این نوع بیماران بسیار پائین است.

اختلالات شخصیت مرزی، دوقطبی، ضد اجتماعی، پارانوئید و اسکیزوئید می توانند جزو این دسته بندی  قرار گیرند.

اختلالات شخصیت در dsm-5

اختلالات شخصیت در کتاب dsm-5 به صورت کلی و جزئی مورد برسی قرار گرفته است؛ این کتاب به طور مفصل تمام اختلالات و تاثیر ایگو بر ساختار آن ها را نیز مورد برسی قرار داده است. به طور کلی ایگو با توجه به تعریفی که dsm-5 به ما می دهد همان خودانگاره ای است که شخص در رابطه با شخصیت خودش دارد و تاثیر مستقیم بر روی اختلالات شخصیتی می گذارد.

قدرت ایگو و تاثیر گذاری آن در ارتباط با اختلالات شخصیت قبلا توسط پژوهشگرانی چون زاکرمن و کلمن با طراحی نظریه شناخت شخصیت به اثبات رسیده و امروزه تمامی رویکرد های روان شناسی به اهمیت شناخت ایگو در درمان اختلالات شخصیت پی برده اند.

معرفی رویکرد هیجان مدار

معرفی رویکرد هیجان مدار

انسان ها هیجانات گسترده ای دارند؛ همه ی ما می دانیم که شکل دهنده ی روحیات ما همان هیجانات روزمره ما است و بخشی از وجود ما را در بر می گیرد. بنابراین رویکرد هیجان مدار با شناخت و درک کامل هیجانات شخص به بررسی مشکلات روحی وی می پردازد.

شروع رویکرد هیجان مدار با لزلی اس گرینبرگ

لزلی روان شناس و محقق اهل ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی است که تحصیلات آکادمیک خود را ابتدا در رشته ی مهندسی تا مقطع کارشناسی تمام کرد و سپس به دلایل سیاسی و آموزشی به کانادا مهاجرت نمود و در آن جا به آموختن علم روان شناسی پرداخت. لزلی بنیان گذار رویکرد هیجان مدار بود.

لزلی معتقد بود که امروزه افراد در کار های خود غرق شده اند و به هیجانات و احساسات خود کمتر توجه می کنند. در طول دوره ی تحصیلات خود درمان مراجع محوری را نزد لورا رایس فرا گرفت و پس از آن به یادگیری روان شناسی گشتالت پرداخت. بعد از این دوران وی به ادغام اندیشه‌هایی همچون انسان‌گرایی نوین و تئوری هیجان پرداخت و به این صورت پایه ‌های رویکرد هیجان‌ مدار شکل گرفت.

در این مسیر سوزان جانسون نیز به او کمک های زیادی کرد، اما اقدامات او تنها در راستای زوج درمانی بود. در حال حاضر ریاست کلینیک هیجان مدار در تورنتو به عهده ی گرینبرگ است.

رویکرد هیجان مدار به زبان ساده

این رویکرد جهت گیری بهتری نسبت به انسان ها دارد به طوری که ماهیت انسان را جدا از تجربه های گذشته و شرطی شدن می داند؛ چیزی که روان شناسان گذشته بیشتر به آن اعتقاد داشتند. این رویکرد سیستم روان انسان ها را به صورت خود سازمانده می داند که می تواند خود را با هر شرایطی وفق دهد.

این رویکرد به صورت ادغام رویکرد های انسان گرایی نوین مانند مراجع محوری راجرز و گشتالت درمانی پرلز است. همچنین این رویکرد تحت تاثیر رویکرد های تجربه گرا، نظریه ی وجودی، تئوری هیجان و دلبستگی است.

دیدگاه های انسان گرایانه در رویکرد هیجان مدار

این رویکرد با گسترش دیدگاه های انسان گرایانه سنتی، معتقد است که انسان ها دارای ارزش معنوی بالایی هستند و در این دنیا با وجود مشغله های زیادی که دارند از اصل خویش دور افتاده اند.

امروزه با توجه به نابرابری های اجتماعی که وجود دارد انسان ها همواره در حال کشمکش های متعدد و نزاع هستند که این خود عاملی برای دور افتادن انسان ها از اصل خودشان است.

بازگشت انسان به اصل خودش تنها در صورتی امکان دارد که عدالت در همه جای جامعه جاری باشد و مردم در برابری کامل زندگی کنند. برابری اجتماعی زمانی اتفاق می افتد که انسان ها محترم انگاشته شده و همگی قدرت انتخاب داشته باشند.

در کل رویکرد هیجان مدار تاکید زیادی بر توجه اساسی به ذات مقدس انسان ها دارد که این تعالیم در ادیان مختلف از جمله دین مبین اسلام نیز مطرح شده است.

نظریه ی دلبستگی بالبی در رویکرد هیجان مدار

این نظریه درباره ی کودکان است؛ بالبی معتقد است کودکان به طور کلی دو نیاز اصلی دارند. نیاز اول آن ها اکتشاف است؛ اگر دیده باشید کودکان معمولا بسیار کنجکاو هستند، خواستگاه این کنجکاوی آن ها در واقع همان نیاز به اکتشاف در آن هاست. رویکرد هیجان مدار این نیاز هارا از وجود کودک می داند و مسئول پاسخگویی به این کنجکاوی ها در کودک را مادران می داند.

نیاز دوم کودک دلبستگی است. کودک با شناخت اطراف خود احساس می کند که کم کم باید عشق ورزیدن را تجربه کند و برای اولین بار این احساس را در مواجهه با پدر و مادر خود تجربه می کند. در صورتی که این نیاز توسط والدین وی ارضا نشود ممکن است در آینده مشکلات متعددی برای فرزندشان به وجود آید.

مرکز مشاوره شرق تهران

 

معرفی اختلالات دو قطبی

معرفی اختلالات دو قطبی

همه ی ما ممکن است احساس کنیم که دوره ای از زندگی شخصیمان را دچار افسردگی شده ایم. اختلالات دو قطبی عبارتند از نوعی احساس بد که باعث بروز نوسانات خلقی نسبتا شدید می شود. برای مثال شخص در حالت شادی و نشاط است و ناگهان پس از چند ساعت بی سرو صدا گوشه ای می نشیند و غمگین می شود این نشان دهنده ی آن است که احتما فرد دچار یکی از انواع اختلالات افسردگی شده است. توجه داشته باشید سطح این نوسانات خلقی با آن چه که مردم در روزمرگی خود تجربه می کنند کاملا متفاوت است.

اختلالات دو قطبی ممکن است چندین ماه به طول بی انجامد و از آن به عنوان افسردگی شیدایی نیز یاد می کنند. در این نوع اختلالات فرد ممکن است دچار سه نوع حالت شود:

  • خلق افسرده: احساس شدید افسردگی
  • خلق شیدا: احساس شادمانی زیاد همراه با نا امیدی
  • خلق مختلط: این حالت تقریبا به این صورت است که فرد دچار افسردگی است اما انرژی زیادی دارد و معمولا می خواهد فعالیت بیش از حد این بیقراری را تسکین دهد.

میزان شیوع اختلالات دو قطبی

این بیماری تقریبا در بین زنان و مردان به یک اندازه شایع است. در حدود هر ۱۰۰ نفر، یک نفر دچار این بیماری می شود که معمولا در سنین جوانی و نوجوانی نیز به سر می برد.

بروز این بیماری در افراد بالای ۴۰ سال تقریبا غیر معمول است.

انواع اختلالات دو قطبی

اختلالات دو قطبی انواع مختلفی دارد که براساس میزان درگیری و نوع درگیری فرد با این بیماری طبقه بندی شده است. در ادامه به معرفی این دسته بندی ها می پردازیم.

اختلال دو قطبی نوع ۱

در این نوع از اختلالات دوقطبی شخص بیشتر دچار حالت های شیدایی می شود. این دوره ممکن است از یک هفته تا چند ماه به طول بیانجامد. اگر چه ممکن است برخی از بیماران یک دوره ی افسردگی نیز پشت سر بگذارند اما به طور عادی بیشتر خلق قالب آن ها بیشتر شیدایی خواهد بود.

اختلال دو قطبی نوع ۲ یا hypomania

در این نوع از اختلالات دو قطبی شخص ممکن است بیش از یک دوره افسردگی شدید را تحمل کند که احتمالا بیش از ۶ ماه طول می کشد. اما در این مدت شخص دچار خلق شیدایی نیست و آرامش  خاطر نسبی دارد.

اختلال دو قطبی با تناوب سریع

این دسته از اختلالات دو قطبی شایع ترین نوع آن هاست؛ در این دسته بیش از چهار بار نوسان روحی در طول یکسال وجود دارد.

عوامل موثر در بروز اختلالات دو قطبی

عوامل زیادی در بروز اختلالات دو قطبی وجود دارد که یکی از آن ها ژنتیک یا وراثت است؛ همان چیزی که باعث می شود رنگ پوست، چشم و موی شما تعیین شود. یکی دیگر از عواملی که باعث می شود شما دچار این اختلالات شوید محیط است. محیط به عنوان تاثیر گذارترین عامل پس از وراثت می تواند زندگی ما را تحت الشعاع خودش قرار دهد.

اینکه فرد در چه شرایطی بزرگ شده و اینکه در کنار چه کسانی و در چه فضایی رشد کرده می تواند اصلی ترین عامل ابتلای وی به انواع اختلالات دوقطبی باشد.

اتفاقاتی که معمولا در کنار بیماری اختلال دوقطبی برای فرد رخ می دهد این است که فرد با توجه به ناپایداری خلقی که دارد ممکن است به دنبال مصرف مواد مخدر و یا بزهکاری اجتماعی برود. در ابتدا ممکن است رفتار خطرناکی از فرد مشاهده شود؛ رفتاری مثل خودزنی و شکستن وسایل و شیشه که بعد ها همین رفتار ها در ابعداد گسترده تر به وقوع می پیوندد.

شخص در مراحل بالا ممکن است دچار ابتلا به سو مصرف مواد مخدر و همچنین افکار خودکشی و دگر کشی شود که در این مرحله با بستری و دارو درمانی به مدت چند سال بیمار به بهبود کامل دست پیدا می کند.

 

 

 

رفت و آمد دوران نامزدی

سرآغاز روان شناسی تربیتی

سرآغاز روان شناسی تربیتی

روان شناسی با پیشرفت در طول زمان به مکاتب مختلفی تقسیم بندی شد. با گذشت زمان، روان شناسان شاخه ای از آن را ارائه کردند که به روان شناسی تربیتی یا educational psychology معروف شد.

بعد ها روان شناسی رشد نیز زیر مجموعه ای از روان شناسی تربیتی شد؛ این شاخه از علم روان شناسی به برسی عوامل تاثیر گذار بر رشد و تربیت انسان ها در ابعاد مختلف از جمله: جسمانی، روانی، شناختی، اخلاقی و اجتماعی می پردازد.

همه چیز از آزمایشگاه وونت شروع شد. تمام آزمایشاتی که درباره ی اخلاق و رفتار انسان ها و برسی روحیات آن ها انجام شد به شکل گیری روان شناسی تربیتی منجر شد. این آزمایشات توسط ادوارد ثرندایک انجام شد.

کوشش های ثرندایک در روان شناسی تربیتی

شکل گیری روان شناسی تربیتی به وسیله ثرندایک از آنجایی شروع شد که این دانشمند آمریکایی مطالعات خود را در زمینه ی روانشناسی تطبیقی و فرایندهای یادگیری به اوج رساند و با پژوهش بر روی عملکرد حیوانات به نتایج خوبی درباره ی رفتار آن ها رسید؛ در ادامه ی کار همین تحقیقات درباره ی رفتار حیوانات دستاورد های خوبی در روان شناسی تربیتی داشت.

همه ی این تحقیقات منجر به کشف حقیقتی شد که ثرندایک آن را قانون اثر نامید. این حقیقت با آزمایش بر روی گربه ها به دست آمد؛ ثرندایک با قرار دادن گربه ها در جعبه ای موسوم به جعبه ی معما رفتار آن ها برای دریافت غذا را زیر نظر گرفت. ثرندایک با استفاده از این آزمایش دریافت که اگر پاداش بلافاصله بعد از انجام عملی خاص بیاید قطعا در تقویت آن عمل و یادگیری آن تاثیر مثبت دارد.

معرفی روان شناسی تربیتی

روان شناسی تربیتی در واقع همان روان شناسی آموزش است؛ این علم به برسی نحوه ی آموختن و یادگیری افراد می پردازد. از آنجایی که بیشتر فرآیند آموختن افراد در سنین خردسالی تا نوجوانی شکل می گیرد بنابراین بررسی روحیات و رفتار های این رده ی سنی وظیفه ی روان شناسان این حیطه می باشد.

اهمیت روان شناسی تربیتی زمانی خود را نشان می دهد که بدانیم دوران کودکی چقدر در شکل گیری شخصیت انسان سهیم است. بنابراین شناخت روش های یادگیری کودک وچگونگی بهینه سازی یادگیری وی از هدف های اصلی شاخه ی روان شناسی تربیتی می باشد.

نقش والدین در روان شناسی تربیتی

والدین به مانند باغبانی هستند که مدام باید به فکر محصول زندگی خود باشند؛ کودکان با ظرافت و دقت کامل ریز رفتار های والدین را زیر نظر می گیرند و با دقت آن ها را می آموزند. در صورتی که زمینه ی وراثتی در آن ها موجود باشد قطعا رفتار هایی شبیه به والدین خود را بین سن ۷ تا ۱۲ سال عینا می توان در آن ها مشاهده کرد.

عواملی چون اعتیاد در والدین همچنین ناسازگاری آن ها با یکدیگر می تواند آینده ی کودک را به شدت تحت تاثیر قرار بدهد. طبق آخرین آمار سازمان بهداشت روان جهانی بیشترین بزهکاران از دل خانواده هایی بیرون می آید که یکی از والدین دچار عارضه ی سوء مصرف مواد مخدر است.

بنابراین شناخت و مطالعه در زمینه ی روان شناسی تربیتی می تواند از بروز بسیاری از اختلالات و مشکلات روانی در سنین بالا جلوگیری کند.

روان شناسی تربیتی در آموزش و پرورش

متاسفانه در کشور ما آموزش به صورت تقریبا غیر اصولی انجام می شود و بازخورد آن را نیز می توان در دل جامعه مشاهده کرد. وظیفه ی آموزش و پروش این است که با شناخت استعداد کودکان آن ها را به بهترین مسیر ممکن بفرستد و برای آینده ی آن ها برنامه ای مناسب تنظیم کند.

امروزه نقش روان شناسی در آموزش و پرورش پر رنگ تر از قبل است و اهمیت آموزش درست بر مبنای اصول روان شناختی، رشد و یادگیری برای همگان واضح است.

 

 

زیگموند فروید روان شناسی که نوآوری کرد

زیگموند فروید روان شناسی که نوآوری کرد

کسانی که با روان شناسی آشنایی دارند حتما در ارتباط با زیگموند فروید مطالبی را شنیده اند. فروید دانشمند اهل کشور جمهوری چک  و پایه گذار مکتب روانکاوی بود که بیشتر سال های عمر خود را در ایالات متحده آمریکا گذراند. البته این عصب شناس مشهور تنها زاده ی کشور جمهوری چک بود و ملیت اتریشی داشت.

زیگموند فروید در خانواده ای پر جمعیت و اصالتا یهودی که هشت فرزند داشت به عنوان فرزند اول به دنیا آمد. پدرش یاکوب فروید یکی از مردان غیر مذهبی بود که به خواندن تورات علاقه زیادی داشت. فروید در خانواده ای نسبتا فقیر که آن زمان تنها در یک اتاق سکونت داشتند به دنیا آمد. سپس به همراه یکی از برادران ناتنی خود به منچستر مهاجرت نمود و از مادر و خواهر برادر های خود دور ماند. زیگموند فروید و پیشرفت در روان شناسی

در سال ۱۸۸۱ در دانشگاه وین مشغول به تحصیل شد و در زمینه ی شناخت اختلالات مغزی و گفتار درمانی و همچنین شناخت بیماری نادر آروشا کالبد شناسی اعصاب میکروسکوپی در بیمارستان وین پرداخت. این مطالعات باعث بروز انگیزه های بیشتر در زیگموند فروید شد تا اینکه در سال ۱۸۸۵ تبدیل به استاد دانشگاه در رشته ی نوروپاتولوژی شد. همچنین کوشش وی باعث این شد که در سال ۱۹۰۲ به درجه ی پروفسوری برسد.

بعد ها فروید با ارائه ی نظریات مختلف در زمینه ی روانکاوی و شناخت انرژی روانی جنسی بیش از پیش اسم خود را بر سر زبان ها انداخت.

پایه گذاری و توسعه ی روانکاوی

روانکاوی نظریه ای درباره ی عملکرد ذهن و شیوه ی برخورد با تراوشات ذهنی بیمار است که توسط زیگموند فروید به دنیای روانشناسی معرفی شد. این روش روان درمانی بیشتر بر مبنای سیر در ضمیر ناخودآگاه عمل می کند و منشاء تمام درد ها و اتفاقات درونی و بیرونی روح انسان را ضمیر ناخودآگاه آن می داند. جان لاک اندیشمند و فیلسوفی بود که زیگموند فروید با الهام از او نظریه ی روانکاوی را ارائه کرد. لاک معتقد بود انسان ها مانند یک لوح نانوشته و پاک هستند؛ آن ها در بدو تولد هیچ ایده ای درباره ی بد یا خوب بودن ندارند و این مشاهدات عینی آن هاست که شخصیت آن ها را شکل می دهد.

همچنین جان لاک توجه زیادی به بخش ناهشیار مغز انسان داشت که زیگموند فروید معتقد بود منشاء تمامی عواطف و احساسات است؛ از آنجایی که این بخش از مغز ارتباط مستقیم با مطالب مرتبط با متافیزیک دارد او به مطالعه در این زمینه نیز پرداخت.

نظریات زیگموند فروید

بیشتر نظریات فرود حول محور بخش ناهشیار و ضمیر ناخودآگاه می گردد. فروید با مطالعه در خصوص شناخت روان انسان از کودکی تا بزرگسالی توانست نظریه ی رشد خود را با عنوان نظریه ی رشد روانی جنسی مطرح کند. فروید در این نظریه به معرفی لیبیدو پرداخت؛ لیبیدو همان انرژی روانی جنسی است که در مراحل مختلف رشد در کودک جایگاهش دائما تغییر می کند.

مرکز مشاوره و خدمات روانشناسی در شرق تهران

مرحله ی اول رشد از نظر زیگموند فروید

مرحله ی اول در نظریه ی رشد فروید مرحله دهانی است؛ در این مرحله لیبیدو در دهان کودک قرار دارد و ارضای این انرژی جنسی توسط مادر کودک انجام می پذیرد. این فرآیند به این گونه است که مادر با شیر دادن به فرزند خود در واقع نیاز دهانی وی را ارضا می کند.

در صورتی که نیاز دهانی کودک ارضا نشود و یا به هر نحوی بیش از اندازه یا کمتر از آنچه باید باشد، کودک در بزرگسالی دچار بحران های شخصیتی می شود.

مرحله دوم رشد از نظر زیگموند فروید

مرحله ی دوم همزمان با گرفتن کودک از شیر آغاز می شود؛ این مرحله توام با آغاز یاد گرفتن نگه داشتن و عدم نگه داشتن مدفوع توسط کودک شکل می گیرد. فروید معتقد بود، چنانچه کودک با یادگیری رفتن به دستشویی مشکلی داشته باشد دو حالت ممکن است پیش بیاید.

اول این که این کار را در مکان و زمانی که والدین مشخص کرده است انجام ندهد؛ که در این صورت کودک در آینده شخصیت پرخاشگری خواهد داشت.

در حالت دوم کودک مدفوع خود را بیش از حد نگه می دارد و از این راه قصد دارد توجه والدین را بر خود جلب کند. این گونه کودکان احتمالا در آینده افرادی خسیس به شدت خشک و مقرراتی خواهند شد.

مرحله سوم از نظر زیگموند فروید

مرحله ی سوم مرحله ی آلتی است؛ در این مرحله انرژی روانی جنسی یا لیبیدو در اطراف آلت تناسلی کودک قرار دارد و این باعث می شود که کودک به فکر دست زدن و شناخت بیشتر آن می کند. در این مرحله واکنش تند والدین باعث سرکوب این انرژی می شود و عدم شناخت کودک در این باره ممکن است در آینده باعث بروز اختلالات جبران ناپذیری شود.

زیگموند فروید در این مرحله معتقد است که کودک تمایل به بودن در کنار والد غیر همجنس خود و دوری از والد همجنس خود را دارد که نام این اختلال را عقده ی ادیپ گذاشته است.

مرحله چهارم از نظر زیگموند فروید

در مرحله چهارم کودک پس از انحلال عقده ی ادیپ به یک آرامش نسبی می رسد و انرژی روانی جنسی فعالیت آنچنانی ندارد. فروید این مرحله را دوره کمون یا نهفتگی نامیده است.

مرحله پنجم از نظر زیگموند فروید

این مرحله در ابتدای بلوغ اتفاق می افتد و فرد با تغییرات اساسی در ظاهر خود مواجه می شود که این باعث می شود بحران های روانی و جنسی مختلفی برایش اتفاق بوفتد. عدم تثبیت در این مراحل و مراحل قبل باعث به وجود آمدن اختلالات خلقی و شخصیتی در بزرگسالی می شود.

 

 

شناخت روانکاوی در روان شناسی

شناخت روانکاوی در روان شناسی

شاید تا به حال دچار ناراحتی ناشی از قرار گرفتن در فضای ملتهب و تنش زا شده باشید؛ در این صورت احتمالا تصمیم می گیرید نزد کسی بروید و مشکلات خود را با وی در میان بگذارید؛ در این صورت شما بر سر یک دوراهی قرار دارید که امروز می خواهیم به بررسی تفاوت های آن بپردازیم. روانکاوی و روانشناسی در اصل از یکدیگر منفصل نیستند بلکه روانکاوی زیر مجموعه ی علم گسترده ی روان شناسی است.

 

روانکاوی

روانکاوی علمی است که پایه گذارانش فیلسوفانی همچون جان لاک بودند. آن ها معتقد بودند که مغز به قسمت هشیار و ناهشیار تقسیم می شود و بیشتر رفتار های ما ریشه در ضمیر ناخودآگاه ما دارند. ادامه دهنده ی راه و مسیر جان لاک در روانکاوی زیگموند فروید بود که با ارائه ی نظریه ی رشد این رویکرد را تکمیل نمود. زیگموند فروید معتقد بود که روان انسان از سه بخش نهاد، ایگو و سوپر ایگو تشکیل شده است.

اساسا روانکاوی به تحلیل روان انسان از روی ضمیر ناخودآگاه انسان می پردازد؛ برخی از فلاسفه ی قرن بیستم مانند ژاک لاکان روانکاوی را جزو دسته بندی علوم روانشناسی نمی دانند و معتقد اند که روانکاوی یک شیوه ی روان درمانی زیر مجموعه ی روان شناسی نیست بلکه یک شیوه ی درمان قطعی می باشد.

عملکرد روان درمانگر در روانکاوی

در این شیوه از درمان، درمانگر با استفاده از تکنیک های خاص مبتنی بر پایه ی علم روان شناسی تصمیم به نفوذ در لایه های ضمیر ناخودآگاه فرد می گیرد. روان شناسان روانکاو معتقدند بیشتر عملکرد انسان ها در طول روز تحت تاثیر بخش ناهشیار مغز است؛ چرا که بخش ناهشیار سهم بیشتری در تشکیل مغز دارد.

ممکن است روانکاو با توجه به مشکل شخص بخواهد از خواب های وی نیز سر در بیاورد؛ هنگامی که ما خواب هستیم بخش اعظم سطح ناهشیار مغز فعال می شود و به مرور اتفاقات روزمره می پردازد که ما نام آن ها را خواب و رویا ها گذاشته ایم.

به طور کلی مغز انسان ها از دو بخش هشیار و ناهشیار تشکیل شده است که فروید معتقد است اگر مغز انسان را یک کوه در نظر بگیریم تنها قله ی آن بیرون از آب است. فروید این قله را همان بخش هشیار مغز می داند. بخش ناهشیار مغز انسان ها تشکیل شده از عواطف و وقایع کودکی و همچنین اتفاقاتی که در بدو تولد برای فرد رخ داده است. روانکاو با بررسی ضمیر ناخودآگاه سعی در شناسایی علت بروز اختلال در مسیر زندگی شخص را دارد.

روانکاوی بله یا خیر

همواره بررسی خوب یا بد بودن یک شیوه ی درمان به نوع و تشخیص بیماری فرد بستگی دارد؛ اما اساسا روان درمانی بر پایه ی روانکاوی یکی از قدیمی ترین روش های درمان در مسائل اختلالات روانی محسوب می شود. امروزه با پیشرفت علم روان شناسی رویکرد های مناسب و هدفمند تری برای درمان انواع اختلالات روانی ارائه شده است.

یکی از این رویکرد ها که می تواند رقیب سر سختی برای درمان به شیوه ی روانکاوی باشد رویکرد هیجان مدار است. این رویکرد با برسی هیجانات درونی افراد سعی در تشخیص مشکلات روحی و روانی آن ها دارد.

نقش هیپنوتیزم در روانکاوی

هیپنوتیزم نوعی روش ورود به ضمیر ناخودآگاه فرد است که روانکاو برای شاخت و درمان اختلال روانی ممکن است از آن بهره ببرد. به طور کلی با خواب متفاوت است و نمی توان گفت فرد هیپنوتیزم شونده در هنگام هیپنوتیزم خوابیده است. چراکه امواج ساطع شونده از مغز وی با با امواجی که در هنگام خواب از مغز ساطع می شود کاملا متفاوت است.

مرکز روانشناسی در شرق تهران

برخی از افراد هیپنوتیزم را کار خارق العاده ای می پندارند و با توجه به چیز هایی که درباره ی آن در فیلم ها دیده اند قضاوت می کنند. هیپنوتیزم یعنی وارد کردن شخص به سطحی از هشیاری که فرد هیپنوتیزور بتواند بر روی ضمیر ناخودآگاهش تاثیر بگذارد. در این روش درمانی روان درمانگر می تواند چیز هایی را به فرد درمان جو القا کند اما این به آن معنی نیست که درمانجو هرکاری که درمانگر بگوید انجام می دهد.

بنابراین هیپنوتیزم علاوه بر این که یک روش قدیمی و کلاسیک در بخش درمان است می تواند در مواردی به بهبود انواع مشکلات و اختلالات کمک کند.

 

تحریک الکتریکی مغز

تحول در روابط زوجین