راهکارهای مقابله با استرس در کودکان

راهکارهای مقابله با استرس در کودکان


راهکارهای مقابله با استرس در کودکان چیست؟زندگی در اردوگاه ‌های آوارگان، خود به منزله یک استرس مزمن و چند لایه است. اما کودکان درون این اردوگاه‌ ها یکسان از خود راهکارهای مقابله نشان نمی ‌دهند. یکی از مهم ‌ترین متغیرهای تعدیل ‌کننده، حضور یا فقدان والدین است. این مقاله به مقایسه راهکارهای مقابله با استرس در دو گروه از کودکان آواره می‌ پردازد: کودکان بی ‌سرپرست (ساکن در مراکز شبانه‌ روزی اردوگاه) و کودکان تحت سرپرستی والدین (ساکن در چادرهای خانوادگی).

راهکارهای مقابله با استرس در کودکان

کودکان بی‌ سرپرست بیشتر از راهکارهای مقابله ناسازگارانه مانند گریز-اجتناب، گوشه‌ گیری و پرخاشگری فیزیکی استفاده می ‌کنند، در حالی که کودکان دارای والدین، علیرغم استرس بالای والدین خود، به دلیل وجود یک مراقب نسبتاً پایدار، از راهکارهای مسئله‌ مدار و جستجوی حمایت اجتماعی بهره می ‌برند. با این حال، حضور والدین در صورتی که خود دچار اختلال استرس پس از سانحه باشند، می ‌تواند به الگوهای مقابله ‌ای ناکارآمد نیز منجر شود.

راهکارهای مقابله با استرس در کودکان جنگ زده

اردوگاه‌ های آوارگان، دنیایی در خود هستند: جمعیتی متراکم در چادرهایی که در برابر باران و سرما مقاومت چندانی ندارند، غذای محدود، آب ناسالم، نبود حریم خصوصی، و همیشه در انتظار خبر بعدی – آیا اجازه خروج داریم؟ آیا اردوگاه تعطیل می‌ شود؟ آیا فردا غذا می ‌رسد؟ در این میان، کودکان بیش از همه آسیب می‌ بینند، اما نه به یک شکل. مهم‌ ترین عاملی که راهکارهای مقابله با استرس در کودکان را تعیین می ‌کند، حضور یا فقدان والدین است.

کودکی که شب هنگام در چادر کنار مادرش می‌ خوابد، حتی اگر مادر افسرده باشد، یک مراقب دارد. اما کودکی که در یک اتاق شلوغ با ۲۰ کودک دیگر در مرکز شبانه‌روزی اردوگاه زندگی می‌ کند، باید کاملاً به تنهایی از پس استرس خود برآید. این مقاله نشان می‌ دهد که این دو گروه چه تفاوت‌ های بنیادینی در انتخاب راهکارهای مقابله دارند و چرا نمی ‌توان یک برنامه حمایتی یکسان برای هر دو طراحی کرد.

چرا کودکان متفاوت واکنش نشان می ‌دهند؟

راهکارهای مقابله، مجموعه رفتارها، افکار و هیجاناتی هستند که فرد برای مدیریت استرس به کار می‌ گیرد. در کودکان، این راهکارها به شدت تحت تأثیر سن، تجارب قبلی و مهمتر از همه، در دسترس بودن یک مراقب حمایت ‌گر است. روان‌ شناسان معمولاً راهکارهای مقابله با استرس در کودکان را به سه دسته تقسیم می ‌کنند:

  • مقابله مسئله ‌مدار (Problem-Focused): کودک تلاش می ‌کند منبع استرس را تغییر دهد. مثلاً از بزرگتری کمک می ‌خواهد تا سهم غذای بیشتری بگیرد، یا راهی برای ترمیم چادر پاره شده پیدا می‌ کند.
  • مقابله هیجان ‌مدار (Emotion-Focused): کودک نمی ‌تواند موقعیت را تغییر دهد، پس تلاش می‌ کند واکنش هیجانی خود را مدیریت کند. مثلاً خودش را مشغول نقاشی می ‌کند، با خودش حرف می ‌زند، یا دعا می‌ کند.
  • مقابله ناکارآمد (Dysfunctional Coping): کودک رفتاری به کار می‌ برد که کوتاه‌ مدت درد را کم می ‌کند ولی بلند مدت آسیب می ‌زند. مثلاً پرخاشگری، عقب‌نشینی کامل، رفتارهای کلیشه ‌ای (تکان دادن سر)، یا حتی خودآزاری.

در اردوگاه‌ های آوارگان، هر دو گروه کودک به طور مداوم با استرس ‌هایی مثل گرسنگی، سرما، ترس از جدایی و مشاهده خشونت مواجهند. اما ابزارهای در دسترس آن ‌ها برای مقابله تفاوت بنیادین دارد.

کودکان تحت سرپرستی والدین

مزیت یک مراقب حتی ناکامل جزو راهکارهای مقابله با استرس در کودکان می باشد. کودکانی که در اردوگاه با یکی از والدین (اغلب مادر) یا هر دو والد زندگی می ‌کنند، علیرغم تمام مشکلات، یک مزیت حیاتی دارند: وجود یک بزرگسال که حداقل گاهی اوقات پاسخگو است. این مزیت به سه شکل راهکارهای مقابله آن‌ ها را شکل می ‌دهد:

نخست، دسترسی به مدل ‌سازی (Modeling). 

کودک می ‌بیند مادرش در مواجهه با قطع شدن نوبت غذا چگونه رفتار می‌ کند. اگر مادر با آرامش به مسئول اردوگاه مراجعه کند، کودک یاد می‌ گیرد که گفتگو یک راهکار مقابله است. حتی اگر مادر گریه کند یا داد بزند، کودک حداقل می ‌آموزد که احساسات را می ‌توان برون‌ ریزی کرد – چیزی که در کودک بی ‌سرپرست دیده نمی ‌شود.

دوم، هم ‌تنظیمی (Co-regulation) پیش از خودتنظیمی.

کودکان خردسال قادر به خود تنظیمی کامل نیستند. آن‌ ها به یک آغوش، یک نوازش، یک صدای آشنا نیاز دارند تا سیستم عصبی ‌شان فروکش کند. کودکی که شب از صدای انفجار بیدار می ‌شود و مادرش او را در آغوش می‌ گیرد، پس از چند دقیقه دوباره به خواب می‌ رود. همین کودک در مرکز شبانه ‌روزی، تنها کادر امدادی را می ‌بیند که هر شب عوض می ‌شود – کسی او را نمی‌ شناسد و او هم به کسی اعتماد ندارد. پس راهکارهای مقابله با استرس در کودکان چیست؟ جیغ زدن تا حد فرسودگی، یا فرو رفتن در سکوت مطلق.

سوم، روایت ‌سازی مشترک (Co-narration). 

یکی از قدرتمندترین راهکارهای مقابله با استرس در کودکان ، ساختن داستانی از آنچه رخ داده است. مادر می‌ تواند به کودک بگوید: «اون صدای بلند مال یه ماشین بود، نه بمب. ما الان توی چادرمون ایمنیم.» این روایت، تجربه ترسناک را قابل پیش‌ بینی می ‌کند. کودک بی ‌سرپرست چنین فرصتی ندارد. او صدای مهیب را می ‌شنود، اما هیچ بزرگسالی نیست که آن را برایش معنا کند. ترس او بی ‌نام و بی ‌ریشه می‌ ماند و به صورت ترس منتشر و فراگیر درمی ‌آید.

با این حال، حضور والدین همیشه محافظت ‌کننده نیست. مادری که خود دچار PTSD شدید است، ممکن است به جای آرام کردن کودک، فریاد بزند «همه می ‌میریم!» یا اصلاً پاسخی ندهد. در این موارد، کودک در کنار والدین نیز از الگوهای مقابله ناسازگارانه استفاده می ‌کند، هرچند همچنان به دلیل وجود فیزیکی والدین، کمتر از کودک بی ‌سرپرست دچار احساس رهاشدگی عمیق می ‌شود.

تنهایی در میان جمعیت

کودکان بی ‌سرپرست در اردوگاه ‌ها (چه آنهایی که والدین خود را در جنگ از دست داده‌ اند، چه آنهایی که به دلیل فقر شدید خانواده رها شده‌ اند) یک ویژگی مشترک دارند: هیچ بزرگسالی را مال خود نمی‌ دانند. مراقبان مراکز شبانه‌روزی اغلب چندین شیفت کار می ‌کنند و نسبت مراقب به کودک معمولاً ۱ به ۲۰ یا بیشتر است. در این شرایط، چه راهکارهای مقابله با استرس در کودکان ابداع می‌ کنند؟

راهکار اول: گریز-اجتناب شدید (Escape-Avoidance). 

رایج‌ ترین پاسخ در راهکارهای مقابله با استرس در کودکان است. کودک از هر موقعیتی که یادآور استرس است فرار می‌ کند: از غذا خوردن در جمع (به دلیل دعوا بر سر سهم غذا)، از بازی (به دلیل ترس از زخمی شدن)، از حرف زدن (به دلیل ناامیدی از شنیده نشدن). این کودکان اغلب به گوشه چادر یا پشت سطل‌ های زباله پناه می ‌برند. این استراتژی در کوتاه‌ مدت کار می‌ کند (کودک آسیب نمی ‌بیند) اما در بلند مدت او را از یادگیری مهارت ‌های اجتماعی و حل مسئله محروم می ‌کند.

راهکار دوم: پرخاشگری فیزیکی و کلامی. 

گروه دیگری از کودکان بی ‌سرپرست برعکس عمل می ‌کنند: آن ‌ها هر کسی را که به آن‌ ها نزدیک شود با مشت، لگد یا فریاد پس می ‌زنند. این رفتار از یک سو آزمونی است برای سنجش این که «آیا کسی هست که حتی بعد از پرخاشگری من هم دوستم داشته باشد؟» و از سوی دیگر راهی برای ایجاد فاصله ایمن (نزدیک نشوید تا نتوانید صدمه بزنید). این کودکان در مدرسه اردوگاه اغلب برچسب «بچه بد» می‌ خورند، در حالی که فقط راهکار مقابله‌ شان با استرس، دفع دیگران است.

راهکار سوم: رفتارهای خود تحریکی و کلیشه‌ای (Self-Stimulation). 

در غیاب تماس فیزیکی ایمن با یک بزرگسال، این کودکان راهکارهای بدیعی برای آرام کردن خود ابداع می ‌کنند: تکان دادن مداوم سر، چرخاندن دور خود، مالیدن دست به دیوار، یا مکیدن انگشت شست به مدت ساعات طولانی. این حرکات، اندورفین درون‌ زا آزاد می‌ کنند و نوعی بی‌ حسی ملایم ایجاد می‌ کنند. از بیرون شبیه رفتارهای اوتیسم به نظر می ‌رسد، اما در واقع یک راهکار مقابله اکتسابی در برابر عدم وجود مراقب ثابت است.

راهکار چهارم : دلبستگی بی ‌رویه به هر بزرگسال گذری. 

برخی کودکان بی ‌سرپرست برعکس، به هر کادر امدادی یا معلم جدیدی می ‌چسبند، دستش را رها نمی‌ کنند و هر لحظه می‌ ترسند او هم برود. این الگوی مقابله، «جستجوی ناامیدانه دلبستگی» نام دارد. کودک می‌ داند که این بزرگسال هم به زودی از شیفتش خارج می‌ شود، اما نمی ‌تواند جلوی امید خود را بگیرد. هر بار که مراقب می‌ رود، یک رها شدگی دیگر تجربه می ‌کند، و چرخه عمیق‌ تر می‌ شود.

تفاوت راهکارهای مقابله با استرس در کودکان

اگر یک ناظر بیرونی وارد اردوگاه شود، تفاوت‌ ها را بلافاصله می ‌بیند: کودکانی که با خانواده زندگی می‌ کنند، حتی اگر لاغر و خسته باشند، در زمان بازی توانایی تقسیم توجه دارند، با دیگران مذاکره می ‌کنند («تو الان نوبت تو نیست»)، و پس از یک دعوای کوچک سریع به حالت عادی برمی‌ گردند. اما کودک بی‌ سرپرست یا در حاشیه تنها نشسته است، یا اگر وارد بازی شود، یا چنان منفعل است که حقش را هم نمی ‌گیرد یا چنان پرخاشگر که بازی را نابود می ‌کند.

مهم‌ ترین تفاوت در انعطاف‌ پذیری راهکارهای مقابله با استرس در کودکان است. کودک دارای والدین، معمولاً ترکیبی از راهکارهای مسئله‌ مدار و هیجان ‌مدار را بسته به موقعیت به کار می ‌برد. کودک بی‌ سرپرست اما به یک راهکار واحد چسبیده است (همیشه گوشه‌ گیری، همیشه پرخاشگری، یا همیشه چسبیدن) – چون هیچ کس نبوده که به او نشان دهد راه‌ های دیگری هم وجود دارد. راهکارهای مقابله با استرس در کودکان بی سرپرست و با والدین

No comment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

14 − شش =