اثرات جنگ بر مادران

اثرات جنگ بر مادران


اثرات جنگ بر مادران چگونه است؟ جنگ تنها کودکان را قربانی نمی‌ کند؛ مادرانی که باید پناهگاه امن کودک باشند، خود در طوفان استرس مزمن غرق می ‌شوند. سه مسیر اصلی مختل‌ کننده عبارتند از: افزایش نشانه‌های اختلال استرس پس از سانحه در مادر که ظرفیت ذهنی او را برای هماهنگی با کودک کاهش می ‌دهد، فرسودگی هیجانی ناشی از زندگی در تهدید دائمی که توانایی همدلی و تنظیم هیجانی را تحلیل می ‌برد، و تغییر الگوهای دلبستگی از ایمن به ناایمن که چرخه انتقال بین ‌نسلی تروما را شکل می ‌دهد. در پایان، راهکارهای حمایت از مادران به عنوان مداخله‌ ای ضروری برای سلامت روان کودکان جنگ ارائه می ‌شود.

اثرات جنگ بر مادران

وقتی بمب‌ها فرود می ‌آیند، اولین پناهگاه کودک آغوش مادر است. اما اگر خود مادر نیز در وحشت فرو رفته باشد، اگر چشمان او به جای امنیت، وحشت را نشان دهد، اگر صدای ضربان قلبش به جای آرامش، هشدار خطر را مخابره کند، آنگاه آغوش مادر دیگر پناهگاه نیست. اثرات جنگ بر مادران نمایان می شود. او نیز بخشی از صحنه ترسناک جنگ می‌ شود.

والدگری در بحران یکی از پیچیده ‌ترین و در عین حال کم‌ توجه‌ ترین موضوعات روان ‌شناسی جنگ است. مادران در مناطق جنگی نه تنها باید از جان خود دفاع کنند، بلکه باید ظرفیت عاطفی برای مراقبت از فرزندان خود را نیز حفظ نمایند. اما اغلب این ظرفیت زیر آوار استرس مزمن دفن می ‌شود. این مقاله نشان می‌دهد که اثرات جنگ بر مادران چیست؟ و چگونه جنگ توانایی مادر را برای دیدن، تفسیر و پاسخ به موقع به نیازهای عاطفی کودک تخریب می ‌کند.

چرا مادر نخستین قربانی نادیده است؟

 مادر در خط مقدم جنگ است. در شرایط عادی، مادر به عنوان مراقب اولیه، مغز کودک را برای تنظیم هیجانات تربیت می ‌کند. از طریق لبخند زدن، تماس چشمی، نگاه کردن به جایی که کودک نگاه می‌ کند (توجه مشترک) و پاسخ گرم به گریه، مادر به کودک می ‌آموزد که جهان قابل پیش ‌بینی و ایمن است. این فرایند به «هماهنگی عاطفی» (Attunement) معروف است. اما اثرات جنگ بر مادران این هماهنگی را از سه طریق مختل می‌ کند:

نخست، اشغال ذهنی مادر توسط تهدید. 

از اثرات جنگ بر مادران اینکه مغز مادر در حالت هشدار دائمی قرار می ‌گیرد. سیستم فعال ‌سازی شبکه ‌ای (Reticular Activating System)  او مدام محیط را برای یافتن خطر اسکن می‌ کند. نتیجه: او صدای گریه کودک را می ‌شنود، اما ذهنش هنوز در حال ارزیابی این است که آیا آن صدای دور، انفجار دیگری است یا نه. پاسخ او به گریه تأخیر می ‌خورد، ناهماهنگ می ‌شود، یا گاهی اصلاً داده نمی‌ شود.

دوم، کاهش ظرفیت ذهنی ‌سازی (Mentalization). 

ذهنی‌ سازی یعنی توانایی تصور حالت ذهنی کودک: «او الان گرسنه است یا می ‌ترسد؟ این گریه از سر درد است یا نیاز به آغوش؟» این توانایی نیازمند کورتکس پیش‌ فرونتال آرام و فعال است. دراثرات جنگ بر مادران ، جریان خون به این ناحیه کاهش می ‌یابد و منابع شناختی برای بقا ذخیره می ‌شود. مادری که هر لحظه منتظر انفجار است، نمی ‌تواند حدس بزند که چرا کودک ۲ ساله ‌اش ناگهان لجبازی می‌ کند. او رفتار کودک را «خرابکاری» تعبیر می ‌کند، در حالی که در واقع کودک تلاش می‌ کند حس کنترل بر زندگی آشفته خود را به دست آورد.

سوم، ناتوانی در تنظیم هیجانی کودک. 

مادر در حالت عادی با آرام نگه داشتن صدای خود و تنفس عمیق، اضطراب کودک را کاهش می ‌دهد. این فرایند «هم ‌تنظیمی» (Co-regulation) نام دارد. اما اثرات جنگ بر مادران باعث می شود مادری که خود دچار تپش قلب، تعریق و لرزش است، ‌نتواند چنین تنظیمی ارائه دهد. در عوض، او اضطراب خود را به کودک منتقل می ‌کند. کودک ضربان قلب تند مادر را حس می‌ کند و وحشت می‌ کند، زیرا نوزادان پستانداران برای بقا به سیگنال‌های فیزیولوژیک مراقب وابسته هستند.

سه نشانه مختل شدن پاسخ عاطفی مادران در جنگ

در میدان، این اختلالات به شکل سه رفتار قابل مشاهده ظاهر می ‌شوند:

نشانه اول: پاسخ ناهماهنگ یا معکوس. 

مادر به جای آرام کردن کودک گریان، او را سخت‌ تر در آغوش می ‌فشارد (اضافه تحریک حسی)، یا برعکس، او را کنار می‌ گذارد و می‌ گوید «الان وقتش نیست!» کودک پیام می‌ گیرد: «احساسات من مهم نیستند» یا «اگر نیاز داشته باشم، طرد می‌ شوم».

نشانه دوم: بیش‌ حمایتگری خشمگینانه. 

بعضی مادران در جنگ به شدت کنترل‌ گر می ‌شوند. به کودک اجازه نمی ‌دهند بازی کند، از خانه بیرون برود یا حتی با صدای بلند حرف بزند. این رفتار از ترس شدید مادر از دست دادن کودک نشأت می‌ گیرد، اما کودک آن را به عنوان خصومت و بی ‌اعتمادی تعبیر می‌ کند. او می‌ آموزد که جهان آنقدر خطرناک است که مادر حاضر نیست او را حتی برای یک لحظه رها کند و این ترس را درونی می‌ کند.

نشانه سوم: قطع ارتباط عاطفی (Dissociative Parenting). 

در موارد شدید اثرات جنگ بر مادران و PTSD، مادر ممکن است به طور موقت «از بدن خود بیرون بزند». نگاهش خالی می ‌شود، به سؤالات کودک پاسخ نمی ‌دهد، یا مانند یک ربات رفتار می ‌کند. کودک در آن لحظات احساس می‌ کند مادرش مرده یا غریبه شده است. این تجربه برای شکل ‌گیری دلبستگی ایمن مخرب‌ ترین است، زیرا کودک می ‌آموزد که پناهگاهش می ‌تواند ناگهان ناپدید شود.

انتقال بین‌نسلی تروما از طریق والدگری آشفته

اثرات جنگ بر مادران: وقتی مادر توانایی پاسخ به نیازهای عاطفی کودک را از دست می ‌دهد، خود کودک قربانی دوم جنگ می ‌شود، حتی اگر مستقیماً بمبی او را هدف قرار نداده باشد. این آسیب از سه مسیر به کودک منتقل می ‌شود:

مسیر اول: دلبستگی ناایمن. کودک می‌ آموزد که مادر قابل اعتماد نیست، گاهی هست و گاهی نیست. او سبک دلبستگی اضطرابی- دوسوگرا یا اجتنابی را شکل می‌ دهد که تا بزرگسالی در روابطش بازتولید می‌ شود.

مسیر دوم: ناتوانی در نامگذاری هیجانات. مادری که نمی ‌تواند احساسات خود را تنظیم کند، به کودک نیز برچسب زدن به هیجانات را نمی‌آموزد. کودک نمی‌ داند این احساس در قفسه سینه «ترس» است یا «خشم». او بعدها نمی ‌تواند به دیگران بگوید چه حسی دارد و دچار ناگویی خلقی (Alexithymia) می ‌شود.

مسیر سوم: تکرار الگوی والدگری آشفته در بزرگسالی. کودک امروز، مادر فرداست. دختری که در جنگ بزرگ شده و پاسخ عاطفی دریافت نکرده است، خود بعداً نمی ‌داند چگونه به فرزندش پاسخ دهد. جنگ بدون این که یک گلوله شلیک کند، نسل‌ها را مسموم می‌ کند.

مداخلات ضروری برای حمایت از مادران

در برابر اثرات جنگ بر مادران چه باید کرد؟ هیچ مداخله‌ ای برای کودک جنگ ‌زده بدون حمایت همزمان از مادرش کامل نخواهد بود. سه اقدام فوری توصیه می ‌شود:

  1. فضاهای امن موقتی برای مادران: حتی ۱۵ دقیقه در روز که مادر بداند کودکش در یک فضای امن (مثلاً اتاق بازی تحت نظارت) است و خودش بتواند نفس بکشد، چای بنوشد، گریه کند یا فقط به دیوار خیره شود. این استراحت کوتاه، سطح کورتیزول او را کاهش می ‌دهد و ظرفیت هماهنگی عاطفی را بازمی‌ گرداند.
  2. آموزش مهارت‌ های پایه تنظیم هیجانی به مادران: تنفس دیافراگمی، زمین ‌کردن خود در زمان حال (Grounding) و تکنیک «توقف و نگاه به کودک» را می‌ توان در جلسات گروهی ۲۰ دقیقه‌ ای آموزش داد. مادری که یاد بگیرد قبل از واکنش به گریه کودک، سه نفس عمیق بکشد، پاسخ او از خشم به همدلی تغییر می‌کند.
  3. مشاوره کوتاه‌ مدت مادر-کودک با رویکرد دلبستگی. پنج جلسه که در آن درمانگر به مادر نشان می ‌دهد چگونه سیگنال‌ های ظریف کودک را ببیند. این مداخله ساده در اردوگاه‌ های آوارگان ظرفیت پاسخ عاطفی مادران را تا ۴۰ درصد افزایش داده است.

اثرات جنگ بر مادران

از جمله اثرات جنگ بر مادران اینکه جنگ مادران را از درون فرسایش می ‌دهد، پیش از آن که فرزندانشان را نشانه گیرد. مادری که خود در تله استرس مزمن گرفتار است، پناهگاه امنی برای کودک نخواهد بود. نه به این دلیل که دوست ندارد، بلکه در اثرات جنگ بر مادران به این دلیل که مغز او برای بقا برنامه‌ ریزی شده است، نه برای هماهنگی عاطفی. بازگرداندن ظرفیت پاسخ به نیازهای عاطفی کودک بدون حمایت از خود مادر غیرممکن است. هر برنامه کمک‌رسانی در مناطق جنگی که مادر را نادیده بگیرد، محکوم به شکست است. مادر سالم، اولین و مؤثرترین داروی کودک برای التیام زخم‌ های جنگ است. وظیفه ماست که این دارو را از دست ندهیم.

No comment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × سه =