سبک تربیتی خانواده سهل گیر چگونه است؟ خانواده سهلگیر بستر آزادی یا بی قاعدگی است؟ خانواده به عنوان اولین و مهمترین نهاد اجتماعی سازی، نقش تعیین کننده ای در شکل گیری شخصیت، ارزشها و رفتارهای آینده فرزندان دارد. سبک های فرزندپروری مختلفی وجود دارد که هر کدام تأثیرات عمیقی بر رشد کودک می گذارند. یکی از این سبک ها، “سهل گیری” یا “آزاد گذاری” است.
سبک تربیتی خانواده سهل گیر
در سبک تربیتی خانواده سهل گیر والدین با محبت و پذیرش بالا، اما با حداقل کنترل و انتظار از فرزندان خود همراه هستند. این مقاله به بررسی ویژگی های کلیدی، فواید احتمالی و به ویژه ضررهای این سبک تربیتی خانواده سهل گیر می پردازد.
ویژگی های خانواده سهل گیر
خانواده های سهل گیر را می توان از طریق شاخص های زیر شناسایی کرد:
- قوانین محدود و نامشخص: در این خانواده ها یا قاعدهٔ مشخصی وجود ندارد، یا اگر هست، به ندرت و با قاطعیت اجرا می شود. فرزندان مجبور نیستند از دستورالعملهای سختگیرانه ای پیروی کنند.
- ارتباط باز، اما بدون هدایت: والدین سهل گیر معمولاً بسیار گرم و دوستانه هستند و به احساسات فرزندان خود اهمیت می دهند. با این حال، آن ها اغلب در نقش یک راهنمای فعال ظاهر نمیشوند و ترجیح میدهند بیشتر یک “دوست” باشند تا یک “والد”.
- آزادی عمل نامحدود: تصمیم های مهم، مانند ساعت خواب، زمان تماشای تلویزیون یا استفاده از اینترنت، اغلب بر عهده خود فرزند گذاشته می شود. والدین تمایل چندانی به دخالت یا وضع محدودیت ندارند.
- اجتناب از تقابل و درگیری: این والدین معمولاً از ایجاد درگیری با فرزندان خود اجتناب می ورزند. به جای تصحیح رفتار، ترجیح می دهند مسائل را نادیده بگیرند یا تسلیم خواستههای کودک شوند.
- انتظارات کم: انتظارات تحصیلی و رفتاری در این خانوادهها معمولاً پایین است. والدین به ندرت بر انجام تکالیف یا مسئولیت پذیری فرزندانشان نظارت میکنند.
فواید احتمالی سبک سهل گیر
اگرچه این سبک به طور کلی با چالش های زیادی روبرو است، اما در صورت اجرای متعادل، می تواند فوایدی داشته باشد:
- تقویت خلاقیت و استقلال فردی: فضای باز و بدون محدودیت شدید می تواند بستری برای رشد خلاقیت و کشف استعدادهای فردی فرزندان باشد. آنها فرصت می یابند تا علایق خود را بدون فشار والدین دنبال کنند.
- افزایش اعتماد به نفس: احساس دیده شدن و شنیده شدن توسط والدین میتواند به عزت نفس کودک کمک کند. آنها می آموزند که نظرات و احساساتشان ارزشمند است.
- ارتباط قوی عاطفی: فقدان فشار و کنترل شدید می تواند منجر به ایجاد یک رابطه دوستانه و صمیمی بین والدین و فرزندان شود.
ضررها و پیامدهای منفی
با وجود فواید محدود، تحقیقات روانشناسی نشان می دهد که پیامدهای منفی این سبک تربیتی خانواده سهل گیر اغلب بر فواید آن می چربد:
- عدم خودکنترلی و مسئولیت پذیری: بزرگ ترین آسیب این سبک، عدم توانایی فرزندان در کنترل تکانهها و پذیرش مسئولیت اعمال خود است. آنها هرگز نیاموخته اند که هر عملی پیامدی دارد. این امر می تواند در مدرسه، محیط کار و روابط بین فردی آینده آنها مشکل ساز شود.
- مشکلات تحصیلی: با عدم نظارت بر تکالیف و ارزش قائل نشدن برای تلاش آموزشی، این فرزندان اغلب انگیزه کمی برای درس خواندن دارند و ممکن است در رسیدن به پتانسیل کامل خود شکست بخورند.
- آسیب پذیری در برابر فشار همسالان: کودکانی که در خانه با حداقل راهنمایی بزرگ شده اند، در دنیای بیرون برای یافتن معیار و هنجار، به شدت به گروه همسالان متکی می شوند. این امر آنها را در برابر فشار منفی همسالان برای رفتارهای پرخطر (مانند مصرف مواد، بزهکاری) بسیار آسیب پذیر می کند.
- مشکلات رفتاری و پرخاشگری: فقدان مرزهای مشخص می تواند منجر به رفتارهای خود محورانه، لجبازی و پرخاشگری شود. این کودکان اغلب در پذیرش “نه” از سوی دیگران مشکل دارند.
- احساس ناامنی و سردرگمی: برخلاف تصور رایج، کودکان به وجود قوانین و محدودیتهای واضح نیاز دارند. این قوانین مانند یک حصار امن، به آنها احساس امنیت و ساختار می دهد. در خانواده سهل گیر، این حصار وجود ندارد و کودک ممکن است احساس سردرگمی و ناامنی کند.
- دشواری در تنظیم هیجانات: از آنجا که والدین مداخله ای برای آموزش مدیریت احساساتی مانند خشم، ناامیدی یا اندوه نمی کنند، این کودکان در بزرگسالی ممکن است در تنظیم هیجانات خود دچار مشکل شوند.
سبک تربیتی خانواده سهل گیر
سبک تربیتی خانواده سهل گیر با وجود نیت خوب والدین برای ایجاد فضایی آزاد و دوستانه، عمدتاً به دلیل فقدان ساختار، نظارت و راهنمایی کافی، می تواند پیامدهای منفی بلند مدتی برای فرزندان به همراه داشته باشد. کودکانی که در این خانوادهها بزرگ می شوند، ممکن است در مواجهه با چالشهای واقعی زندگی فاقد مهارتهای ضروری مانند خود کنترلی، مسئولیت پذیری و تاب آوری باشند.
سبک مطلوب، “سبک مقتدرانه” است که در آن والدین همدل و پاسخگو هستند، اما در عین حال، انتظارات و قوانین واضح و منطقی را وضع کرده و آنها را با محبت و ثبات اجرا می کنند. این ترکیب از “محبت و ساختار” است که به فرزندان کمک می کند تا افرادی مستقل، مسئول و متعادل تبدیل شوند. بنابراین، اگرچه دوستی با فرزندان ارزشمند است، اما این دوستی نباید جایگزین نقش اساسی والدین به عنوان راهنمایانی دلسوز و مسئول شود.

لا تعليق