احساس امنیت روانی در کودکان

احساس امنیت روانی در کودکان


چگونه احساس امنیت روانی در کودکان ایجاد کنیم؟ احساس امنیت روانی در کودکان یکی از اساسی ‌ترین نیازهای دوران کودکی و سنگ بنای رشد سالم عاطفی، اجتماعی و شناختی است. این احساس، کهن الگوی ذهنی کودک از جهان را شکل می ‌دهد؛ اینکه آیا دنیا مکانی امن، قابل پیش‌ بینی و دوست ‌داشتنی است یا خیر. این مقاله به بررسی اهمیت امنیت روانی و ارائه راهکارهای عملی برای پرورش آن در کودکان می ‌پردازد. یافته‌ها حاکی از آن است که ترکیبی از دلبستگی ایمن، محیطی ساختاریافته، ارتباط باز و مهارت‌های مقابله ‌ای، کلید ایجاد این حس حیاتی هستند.

احساس امنیت روانی در کودکان

کودکی، دوره حساس شکل‌ گیری شخصیت و پایه ‌ریزی سلامت روان در سراسر عمر است. احساس امنیت روانی، به معنی اطمینان درونی کودک به ایمن بودن محیط، قابل اعتماد بودن مراقبان و پذیرفته شدن بی ‌قید و شرط است. هنگامی که این نیاز برآورده شود، کودک انرژی روانی خود را نه بر روی نگرانی و ترس، بلکه بر روی کاوش، یادگیری و ایجاد روابط متمرکز می ‌کند. فقدان این حس می‌تواند منجر به اضطراب، کاهش اعتماد به نفس، مشکلات رفتاری و اختلال در روابط آینده شود. بنابراین، نقش والدین، مربیان و مراقبان در ایجاد این بستر امن، نقشی حیاتی و تعیین ‌کننده است.

  1. پایه ‌ریزی دلبستگی ایمن:

دلبستگی ایمن، قلب تپنده امنیت روانی است. این مفهوم، که توسط جان بالبی مطرح شد، به پیوند عاطفی عمیق بین کودک و مراقب اصلی اشاره دارد.

  • پاسخگویی به موقع و مناسب: پاسخگویی سریع و مناسب به نیازهای کودک (گرسنگی، ترس، درد و نیاز به توجه) این پیام را به او می ‌رساند که “وجود تو مهم است و تو را می ‌بینم.” این پاسخگویی نباید تنها به نیازهای فیزیکی محدود شود، بلکه درک و تأیید احساسات کودک (“می ‌بینم که ناراحتی”) نیز بسیار حیاتی است.
  • تماس فیزیکی محبت ‌آمیز: در آغوش گرفتن، نوازش و بوسه، هورمون‌های استرس را کاهش داده و حس تعلق و امنیت را تقویت می ‌کند. این تماس‌های فیزیکی، عشق را به زبانی که کودک عمیقاً درک می‌کند، ترجمه می ‌کند.
  • ثبات عاطفی مراقبان: کودکان بسیار به حالات عاطفی والدین خود حساس هستند. حفظ آرامش و مدیریت احساسات خود (حتی در شرایط دشوار)، به کودک می‌ آموزد که جهان قابل کنترل است و او در پناهگاهی امن قرار دارد.

۲. ایجاد محیطی قابل پیش‌ بینی و ساختاریافته:

کودکان در محیطی که قوانین و روال‌ های مشخصی دارد، شکوفا می ‌شوند. ساختار، به جهان کودک نظم می ‌بخشد و احساس سردرگمی و ناامیدی را کاهش می ‌دهد.

  • رعایت روال‌ های روزمره: داشتن برنامه‌ های ثابت برای خواب، غذا خوردن، بازی و تکالیف، حس اطمینان و کنترل درونی را در کودک ایجاد می ‌کند. او می‌ داند پس از چه رویدادی، چه چیزی در انتظارش است.
  • تعیین قوانین واضح و منطقی: قوانین باید روشن، متناسب با سن کودک و با توضیح منطقی همراه باشند. (“ما قبل از شام شیرینی نمی‌خوریم چون اشتهایت برای غذای مقوی کور می‌شود.”) این کار به کودک کمک می ‌کند حد و مرزهای جهان خود را درک کند و احساس امنیت ناشی از دانستن قواعد بازی را تجربه نماید.
  • ثبات در اجرای قوانین: بی ‌ثباتی در اجرای قوانین (امروز مجاز، فردا ممنوع) باعث سردرگمی و بی ‌اعتمادی کودک می ‌شود. ثبات، به کودک می ‌آموزد که جهان منصف و قابل پیش ‌بینی است.

۳. پرورش ارتباط باز و مهارت‌ های هیجانی:

کودکی که اجازه دارد احساساتش را – حتی احساسات منفی مانند خشم یا غم – ابراز کند و درک شود، احساس امنیت عمیقی را تجربه می ‌نماید.

  • تأیید و نامگذاری احساسات: به جای انکار احساسات کودک (“گریه نکن، مهم نیست”)، احساساتش را تأیید و نامگذاری کنید (“به نظر می ‌رسه چون اسباب ‌بازیت شکست، خیلی عصبانی هستی”). این کار به او می‌ آموزد که احساساتش معتبر و قابل مدیریت هستند.
  • گوش دادن فعال: زمانی را بدون قضاوت، نصیحت یا حواس ‌پرتی به حرف‌ های کودک اختصاص دهید. با تمام وجود به او نگاه کنید و به حرف ‌هایش گوش دهید. این کار پیام “تو ارزش گوش کردن داری” را به او منتقل می‌کند.
  • ایجاد فضای امن برای پرسش: به سؤالات کودک – حتی سؤالات سخت با صداقت و متناسب با سنش پاسخ دهید. اگر پاسخی نمی ‌دانید، بگویید “سوال خوبی پرسیدی، بگذار با هم جوابش را پیدا کنیم.” این کار اعتماد او را جلب کرده و شما را به منبعی مطمئن برای اطلاعات تبدیل می‌کند.

۴. آموزش تاب ‌آوری و مهارت ‌های مقابله ‌ای:

امنیت روانی به معنای حذف تمام مشکلات از زندگی کودک نیست، بلکه به معنای مجهز کردن او با ابزارهای لازم برای مقابله با چالش‌ هاست.

  • اجازه دادن به شکست ‌های سالم: از کودک در برابر هر شکستی محافظت نکنید. اجازه دهید در محیطی امن و کنترل ‌شده، شکست را تجربه کند و از آن درس بگیرد. بر روی تلاش و پشتکار او تأکید کنید، نه فقط بر نتیجه.
  • مدل ‌سازی مدیریت استرس: به کودک نشان دهید که شما چگونه با استرس و ناامیدی کنار می‌ آیید. (“امروز روز سخت کاری داشتم و احساس خستگی می ‌کنم. می ‌روم یک دوش بگیرم تا آرام شوم.”) کودکان از طریق مشاهده، بیشتر از طریق سخنرانی یاد می ‌گیرند.
  • تقویت عزت نفس: کودک را به خاطر ویژگی‌ های درونی ‌اش مانند مهربانی، صداقت و پشتکار تحسین کنید، نه فقط به خاطر موفقیت ‌های بیرونی. این کار به او کمک می ‌کند تا ارزش خود را جدا از دستاوردهایش بداند و پایه‌ ای محکم برای عزت نفس در او شکل گیرد.

احساس امنیت روانی در کودکان

ایجاد احساس امنیت روانی در کودکان، فرآیندی فعال و مستمر است که نیازمند آگاهی، صبر و عشق بی ‌قید و شرط است. این کار با برآوردن نیاز به دلبستگی ایمن، ایجاد ساختار، باز نگه داشتن کانال‌های ارتباطی و آموزش مهارت‌ های زندگی محقق می‌ شود.

کودکانی که در چنین بستری رشد می‌ کنند، نه تنها از سلامت روانی بیشتری در دوران کودکی برخوردارند، بلکه به بزرگسالانی انعطاف پذیر، دارای روابط سالم و قادر به شکوفایی کامل ظرفیت‌ های خود تبدیل خواهند شد. سرمایه ‌گذاری بر روی امنیت روانی کودکان، در حقیقت، سرمایه ‌گذاری بر روی ساختن جامعه ‌ای سالم ‌تر و شاد تر است.

لا تعليق

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *