تهران – خیابان پیروزی ، روبروی خیابان پنجم نیرو هوایی (روبروی مترو نیرو هوایی) ، مجتمع نسیم ، طبقه اول ، واحد 1

تلفن تماس : ۷۷۴۶۸۴۱۸-۰۲۱

جدیت در کلام و عمل

جدیت در کلام و عمل

کلمه‌ی «جد » به معنای تلاش و کوشش است. «آدم جدی » نیز به کسی گفته می‌شود که در انجام کاری پشتکار دارد و تلاش خود را تا رسیدن به نتیجه ادامه می دهد. بنابراین «جدیت » یعنی تلاش و پیگیری تا رسیدن به نتیجه. منظور از «جدیت در کلام و عمل » روشی تربیتی است که والدین ضوابط و چارچوبی را برای کودک مشخص و او را بر رعایت این چارچوب و ضابطه وادار کنند و پی گیر آن باشند.

جدیت در کلام و عمل

برای مثال اگر والدین از کودک بخواهند قبل از غذا، خوراکی های متفرقه و کم ارزش را نخورد، این باید قانونی باشد که والدین هیچ گاه نقض آن را از کودک نپذیرند و با اصرار و خواهش تسلیم او
نشوند. اگر قانون آن است که کودک ساعت ده شب مسواک بزند ، به رختخواب برود، باید چنین کند و با عذر میهمانی رفتن و میهمان داشتن و «یک شب که هزار شب نمی شود » این قانون شکسته نشود.

به این ترتیب جِدّیت دو جنبه را در بر می گیرد:

الف) قانون و مقررات در خانه معین می شود.
ب) اعضای خانواده بر رعایت قوانین تأکید می کنند.

بنابراین، اگر والدین ضوابط خاصی را برای کودکان تعیین نکنند، جّدیت چه معنایی خواهد داشت؟ و اگر پدر و مادر خود اهل رعایت و اطاعت از قوانین و ضوابط نباشند، چه طور انتظار دارند که کودکان شان به قانون وفادار باشند؟ آنچه باعث می‌شود والدین نتوانند کودک شان را طبق الگویی که مایل اند تربیت کنند عبارت اند از:

۱- والدین خود قانون مدار نیستند و زندگی‌شان چندان دقیق و حساب شده نیست.

بنابراین، قانونی روشن نیز برای کودکان نمی شناسند. هر وقت از رفتار یا کلام کودک ناراحت شوند و اِشکالی را احساس کنند، جدیت و شدت عمل به خرج می دهند . والدین باید توجه داشته باشند که جدیت باید به طور دایم برای مقررات و ضوابط تعیین شده به کار رود. اگر موردی و گه گاهی باشد، مطمئناً بی اثر خواهد بود و فقط کودک را سردرگم می کند که چرا گاهی پدر و مادر رفتار او را می پذیرند ولی گاهی به همان رفتار اعتراض می کنند؟ گاهی اجازه می دهند دیر بخوابد یا مسواک نزند و گاهی اجازه نمی دهند. درنتیجه کودک اشکال را در رفتار خود نمی بیند، بلکه تصور می کند پدر و مادر بنابرحال خودشان رفتار می کنند، گاهی خوش اند و گاهی ناخوش و برهمین اساس هم او را نوازش یا تنبیه می کنند. چنین رفتاری کودک را دمدمی بار می‌آورد.

۲- والدین به دلیل مهربانی بیش از حد قانون را زیر پا می‌گذارند.

والدین قانونی وضع می کنند اما چون دل نازک اند و به کودکان شان خیلی محبت دارند، در مقابل کودک دچار احساسات می شوند و خود قانون را زیر پا می گذارند. کودک با مشاهده ی این رفتار نتیجه می گیرد این قانون ها جدی نیستند و می توان آن ها را نقض کرد. از آن جا که دنیای کودکی دنیای راحت طلبی است و رعایت مقررات زحمت دارد، او بی قانونی را ترجیح می دهد. همین انعطاف ها، باعث می شود رعایتِ قانون در کودک به صورت عادت ایجاد نشود. باید دانست اصلاح این روش همیشه دشوارتر از ایجاد آن است. پدر و مادری در تربیت کودک خود موفق اند که برای کودک قانون هایی را وضع کنند و او را وادار کنند که این قانون ها را رعایت کند و خودشان نیز با رعایت آن ها، الگوی کودک باشند.

۳- مصمم نبودن والدین در اجرای قانون

والدین قانون ها را وضع می کنند و بر رعایت آن هم تأکید دارند، اما آن چنان برای اجرای آن سخت گیری می کنند که کودک از اجرای مقررات دلزده و حتی متنفر می شود و در مقابل اصرار پدر و مادر مقاومت می کند و برخلاف میل آن ها موضع می گیرد. بنابراین با وجود اضطرار و حتی نظمِ والدین، کودک بی نظم می شود و از انجام تکالیف سر باز می زند.

۴- رعایت قانون فقط توسط والدین

والدین قانونی را وضع می‌کنند اما به جای این که کودک را به انجام کارها و رعایت نظم موظف کنند خودشان کارهای او را انجام می دهند. بنابراین چرا کودک مسئولیتی را بپذیرد؟ والدین باید بر رعایت قوانین خانه توسط کودک تأکید کنند اما نه آن قدر سخت بگیرند که کودک مقاومت کند و با هر نوع برنامه و قانونی به مخالفت برخیزد و نه آن قدر آسان بگیرند که کودک قانون را جدی نگیرد. به علاوه، باید هوشیار باشند که قانون ها را برای کودک وضع کنند نه آن که خودشان به جای کودک عمل کنند و مسئولیت را بر عهده بگیرند.

پیام بگذارید

(0 دیدگاه)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *