تهران – خیابان پیروزی ، روبروی خیابان پنجم نیرو هوایی (روبروی مترو نیرو هوایی) ، مجتمع نسیم ، طبقه اول ، واحد 1

تلفن تماس : ۷۷۴۶۸۴۱۸-۰۲۱

تعادل برقرار کردن میان راهبردها

تعادل برقرار کردن میان راهبردها

عمده ترین معنای راهبردهای دیالکتیکی این است که درمانگر، تنش دیالکتیکی در رابطه ی درمانی را متعادل کند. تعادل برقرار کردن میان راهبردها از طریق تعادل برقرار کردن میان راهبردهای پذیرش و راهبردهای تغییر (یعنی، انعطاف پذیری درمانگر از یک سو، و اصرار او برای تغییر رفتار بیمار از سوی دیگر) میسر می شود.

تعادل برقرار کردن میان راهبردها

موضع درمانیِ دیالکتیکی، همیشه قطب های زیر را با یکدیگر ترکیب می کند: پذیرش و تغییر، انعطاف و ثبات، حمایت و چالش، توجه به توانایی ها و نقایص بیمار. در واقع، درمانگر DBT هنگام کار با بیمار مرزی می بایست بین دو سبک دیالکتیکی متضاد تعادل برقرار کند: سبک ارتباطی گرم و متقابل در برابر سبک ارتباطی ناملایم و گستاخانه.

راهبرد دیالکتیکی چیست؟

مفهوم راهبرد دیالکتیکی دقیقا همین برقراری تعادل میان ارتباط گرم متقابل و حمایت کننده (تز) در برابر لحن غیر مودبانه و گستاخانه (آنتی تز) است. بدین ترتیب، تعادلی میان پذیرش و تغییر رخ می دهد. در DBT فرض بر این است که لحن غیرمودبانه و ناملایم درمانگر، در حکم یک شیوه ی مواجهه است.

پیش فرض لینهان این است که تاکید درمانگر بر پذیرش بیمار، تغییر او را تسهیل می کند و تاکید بر تغییر نیز موجب تسهیل پذیرش می شود. درمانگر به آموزش و سرمشق دهی تفکر دیالکتیکی از طریق تکنیک های مختلف مانند «چالش شناختی » می پردازد. اینگونه سرمشق دهی، بیمار را توانا می کند تا به کشف این نکته نایل آید که – برای مثال – اعتماد به آدم ها، یک امر مطلق نیست، بلکه تغییر ، تحول و تکامل می یابد.

همچنین، از طریق «آموزش روانی » مفهوم دیالکتیک را توضیح می دهد و برای بیمار روشن می کند که یک انسان، کاملاً خوب یا کاملاً بد نیست، بلکه آمیزه ای از آنهاست و بدین نحو به چالش با یکی از بزرگ ترین مشکلات افراد مرزی یعنی «دو نیمه سازی » می پردازد. راهبردهای دیگر «تغییر » در DBT شامل تحلیل کارکردی رفتارهای ناکارآمد، تکنیک های حل مساله و اصلاح شناختی می شود.

پیام بگذارید

(0 دیدگاه)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *