تهران – خیابان پیروزی ، روبروی خیابان پنجم نیرو هوایی (روبروی مترو نیرو هوایی) ، مجتمع نسیم ، طبقه اول ، واحد 1

تلفن تماس : ۷۷۴۶۸۴۱۸-۰۲۱

من نمیتوانم نه بگویم

من نمیتوانم نه بگویم

وقتی که راجر و همر استین شعر « من نمیتوانم نه بگویم » را نوشتند همه متوجه شدند که آن دو میخواستند با سرودن این شعر چیزی بگویند. واژه های بله، مطمئناً، حتماً و مشکلی نیست تنها واژه هایی هستند که هرلحظه بر زبان ما جاری هستند. اما کمی پس از گفتن آنها متوجه میشویم که واقعاً از پس آنچه که قبول کرده ایم، برنمی آییم.

حال من میخواهم به شما بگویم که هیچکس مجبور نیست کاری را که نمیتواند انجام دهد، بیهوده بپذیرد. مثلاً اگر یکی از همکارانمان میخواهد چندین ساعت زودتر به خانه رود تا در یک مهمانی شرکت کند، وظیفۀ ما نیست که در برابر درخواست او برای اتمام کارهایش، پاسخ مثبت دهیم. هنگامی که کودک خردسالی بودیم، هنگامی که پدر و مادرانمان از ما درخواستی میکردند و ما نمیتوانستیم از عهده آن برآییم، با صدای بلند فریاد میزدیم: نه.

من نمیتوانم نه بگویم

اما معلوم نیست که چرا با بالا رفتن سنمان قدرت خارق العاده خود را در نه گفتن فراموش کردیم. شاید به خاطر این بوده که هرچه بیشتر نه میگفتیم، والدین خود را عصبانیتر میکردیم. از آن به بعد به معملمان مان هم قدرت نه گفتن را نداشتیم. اگر هم میخواستیم به دوستانمان نه بگوییم، آنها را از دست میدادیم و تنها میشدیم. باید قبول کنیم که شنیدن نه از زبان یک کودک دوساله برای والدین بسیار نفرت انگیز بود، چه برسد به اینکه ما در سنین بزرگسالی بخواهیم به اعضای خانواده مان که توقع بسیاری از ما دارند، چنین جوابی بدهیم.

افراد بله گو

کاملاً آشکار است که هیچکس پس زدن را به طور غریزی و فطری نمی پسندد. اما من معتقدم که اثرات بد و ضررات آن به مراتب کمتر از مشکلاتی است که به خاطر پذیرفتن آنچه که در توانمان نیست برایمان بوجود میآید. من افرادی را که همیشه به هر خواسته ای جواب مثبت میدهند، بله گو می نامم. آنها دائماً در حال خودخوری هستند، افکار مضطرب دارند و دائماً خود را سرزنش میکنند. به نظر من این دسته از افراد متزلزل ترین انواع شخصیتهای فردی را دارند و قدرت تصمیم گیری خود را به بدترین شکل سرکوب میکنند.

دلایل بله گفتن

آن روزها که من خودم یکی از بله گویان بودم، همیشه احساس میکردم که چیزی از درون روحم را آزار میدهد و نگرانی قبول مسئولیتهایی که به عهده گرفته بودم، اجازه نمیداد که روی شادی را ببینم و لذت ببرم. احساس میکردم که من فقط به دنیا آمده ام تا کارهایی که دیگران حوصلۀ انجامشان را ندارند، برایشان انجام دهم. خیلی اوقات هم که به خواسته های آنها توجه میکردم، متوجه میشدم که کاملاً خودخواهانه و مستبدانه هستند. در واقع دلیل اصلی درخواست آنها انتظار بیجا و یا سوءاستفاده از دیگران بوده است، نه چیز دیگر.

دلیل دیگر میتواند این بوده باشد که من قدرت تصمیم گیری در لحظه را نداشتم. به عبارت دیگر نمیدانستم که در برابر چه درخواست هایی، چه عکس العملی باید نشان بدهم. همین حس شک و تردید من در پاسخگویی به درخواست آنها بود که پس از قبول مسئولیت به حس سرزنش، خودخوری و اضطراب تبدیل میشدند.

دلیل فیزیولوژی بله گفتن

در جایی خوانده ام که بخش خاکستری مغز ما برای تحلیل اطلاعات وارد شده به مغز به فرصت خاصی نیاز دارد. وقتی ما درخواستی را از کسی میشنویم، بدون اینکه فرصتی به سلولهای خاکستری مغزمان بدهیم، جواب را اعلام میکنیم. پس از چند دقیقه که بخش خاکستری مغز نتایج تجزیه و تحلیل خود را اعلام میکند، بسیار دیر شده است که بخواهیم درخواست دیگران را رد کنیم و به ناچار خود را وادار میسازیم که آن را بپذیریم. بدین ترتیب به دیوار تکیه میزنیم و غصۀ اشتباه مرتکب شده خود را می خوریم. از خود عصبانی میشویم و به روح و جان خود صدمه میزنیم.

از یک طرف خودمان در عذاب هستیم و از طرف دیگر فکر برهم نخوردن رابطه مان با دیگران آزارمان میدهد. نه میتوانیم مسئولیتی را که پذیرفته ایم انجام دهیم و نه میتوانیم نسبت به دیگران بی اعتنا باشیم. بنابراین چند ساعت پس از قبول درخواست دیگران، در ذهن خود با آن کنار می آییم. هر چند احساس بدی داریم، اما سعی میکنیم که خود را راضی و خوشحال نشان دهیم.

سخن آخر

به نظر من پاسخ مثبت دادن به چیزی که از عهده آن برنمی آییم، حماقت بزرگی است. چون این را میدانیم، به دنبال بهانه هایی میگردیم تا با شخص درخواست کننده تماس بگیریم و درخواست او را رد کنیم. حاضرید دروغ بگویید تا از شر فکر و خیال راحت شوید، دوباره حسی درونتان زنده میشود و از شما میخواهد که با دیگران صادق باشید. با دلایل خود میخواهید حس درونیتان را متقاعد کنید، اما انگار زور او بیشتر از شماست. با پذیرش حس درونی تان دوباره موجی از عصبانیت وارد وجودتان میشود و شما را می آزارد.

پیام بگذارید

(0 دیدگاه)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *