تهران – خیابان پیروزی ، روبروی خیابان پنجم نیرو هوایی (روبروی مترو نیرو هوایی) ، مجتمع نسیم ، طبقه اول ، واحد 1

تلفن تماس : ۷۷۴۶۸۴۱۸-۰۲۱

عواقب ناهماهنگی والدین در تربیت

عواقب ناهماهنگی والدین در تربیت

از عواقب ناهماهنگی والدین در تربیت این است که قدرت تان در کنترل فرزند، به شدت کم می‌شود. وقتی مادر می‌گوید این کار بد است، ‌اما به نظر پدر بد نیست، فرزند ما با خود فکر میکند : پس شاید واقعاً بد نیست و من  می‌توانم آن را انجام بدهم.

وقتی پدر و مادر با هم درباره مسئله ای بحث میکنند و هر یک میخواهند حرف خود را به کرسی بنشاند، چه پیامی را ناخواسته به فرزند خود منتقل میکنند؟ وقتی مادر اشتباه میکند و حتی بابا هم حرفش را قبول ندارد، من چرا باید حرف او را قبول کنم؟!

عواقب ناهماهنگی والدین در تربیت

خصوصا زمانی که یکی از والدین بخواهد فرزندش را تنبیه کند و دیگری مخالف این کار باشد و از کودک دفاع کند. همه‌ این موارد مجوزهایی است برای این‌ که فرزندان زیر بار قوانینی که والدین وضع می‌کنند نروند. آن‌ها یاد می‌گیرند که این خانه قانون مشخصی ندارد و اصلاً دلیلی ندارد که مطابق قوانینی رفتار کرد که یک نفر در خانه وضع کرده است.

موضوع این نیست که کدام ‌یک از والدین درست می‌گویند،‌ چه قانونی باید باشد و چه قانونی نباید باشد،‌ یا این‌که هر رفتاری‌ چه پیامدی باید داشته باشد. موضوع فقط و فقط تاثیر این ناهماهنگی روی فرزندان و در واقع لزوم هماهنگی بین والدین در تربیت فرزندان است.

اگر همسرتان همکاری در ایجاد هماهنگی نمیکند

اگر همه تلاشتان را برای ترغیب همسرتان به هماهنگی در تربیت به کار گیرید و بر این موضوع تنها یکی دو ماه تمرکز کافی داشته باشید و با خود قرار بگذارید که هرشب تنها ۱۵ دقیقه وقت بگذارید و یک مقاله رایگان در اینترنت بخوانید تقریبا به جز در موارد نادر ، به هدف خود خواهید رسید. با این همه فرض کنیم با انجام همه مراحل گفته شده و تلاشهای خلاقانه خودتان موفق به ترغیب همسرتان برای ایجاد هماهنگی لازم در تربیت فرزندتان نشدید، در این صورت چه باید کرد؟

معرفی یک کتاب خوب:

در اینجا بد نیست اشاره ای به کتاب «چگونه فرزندان موفقی داشته باشیم » اثر «پائول توگ»داشته باشیم. پائول توگ در صفحه ۶۹  این کتاب از تحقیقات زیادی که در زمینه تاثیر استرس کودکان بر زندگی آنها در بزرگسالی انجام شده مینویسد و نتیجه گیری میکند:

اکنون میدانیم استرس ها و گرفتاری های دوران کودکی میتوانند مو به مو در زیر پوست کودکان جا خوش کنند و از همان جا آسیب هایی وارد کنند که همه عمر ماندگار باشند. اما در این تحقیقات خبرهای خوبی هم وجود دارد. پژوهش ها ثابت کرده اند که برای تاثیرات استرسهای دوران کودکی، پادزهر بسیار موثری وجود دارد که نه در دست شرکت های دارویی است و نه در اختیار معلمان اولیه کودک، بلکه در دست والدین است. والدین و دیگر مراقبانی که میتوانند رابطه نزدیک و پرورنده ای با کودک خود برقرار کنند،نیرویی ترمیم پذیر یا التیام بخش در آنها ایجاد خواهند کرد که در بسیاری از محیط های آسیب زا از آنها محافظت خواهد کرد.

اثر مادران مسئولیت پذیر

میدانم، میدانم ….اگر هنوز به هماهنگی کافی در تربیت فرزندانتان با همسرتان نرسیده اید این جملات نه تنها امیدبخش نیست بلکه بیشتر نگرانتان خواهد کرد….اما صحبت های پائول توگ هنوز تمام نشده است… او در ادامه مینویسد:

برخی مطالعات شواهد محکم تری را آشکار ساختند. یکی از محققان دانشگاه NYU به نام کلانسی بلر آزمایش بزرگ مقیاسی انجام داد که در آن گروهی بیش از هزار و دویست نوزاد از بدو تولد مطالعه شدند. بلر از هفت ماهگی کودکان به بعد، هر یک سال یا کمی بیشتر ، سطح کورتیزول ( هورمون استرس) آنها را در واکنش به استرس اندازه گیری کرد ( روشی ساده برای بررسی شیوه ی واکنش کودک به موقعیت های استرس زا )

بلر  متوجه شد که شرایط محیطی  مثل آشفتگی و ناآرامی در خانواده تاثیر زیادی بر سطح کورتیزول ( هورمون استرس) کودکان دارد اما فقط در صورتی که مادران بی توجه و غیر مسئول باشند! مادرانی که در اندازه گیری مسئولیت پذیری نمره ی بالایی به دست آوردند، تاثیر عوامل محیطی بر کودکشان تقریبا صفر بود.

 کلام آخر:

اگر با خود فکر کنیم که همسر ما به اندازه ما در تربیت فرزندمان حق دارد و نگران و دلسوز است، منتها به خاطر تجربه های متفاوت و حتی گاهی متناقض مان با هم که اغلب ریشه های بسیار عمیقی دارد، زاویه دیدمان با هم فرق دارد، خیلی بهتر میتوانیم تفاوت ها را بپذیریم و با افق دید وسیعتری به موضوع هماهنگی مان در تربیت فرزندمان نگاه می کنیم. و خیلی راحت تر از واکنش های غیر ارادی و ناآگاهانه می پرهیزیم. من بارها و بارها به این نتیجه رسیده ام که وقتی روی رابطه ام با همسرم تمرکز میکنم ، وقت میگذارم و با او همدل میشوم و از خوبیهای او برای فرزندم میگویم، خیلی زودتر از آنچه تصورش را میکنم به اهداف تربیتی خود میرسم .

پیام بگذارید

(0 دیدگاه)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *