تهران – خیابان پیروزی ، روبروی خیابان پنجم نیرو هوایی (روبروی مترو نیرو هوایی) ، مجتمع نسیم ، طبقه اول ، واحد 1

تلفن تماس : ۷۷۴۶۸۴۱۸-۰۲۱

راهبردهای آسیب پذیری متقابل

راهبردهای آسیب پذیری متقابل

راهبردهای آسیب پذیری متقابل یا ارتباط متقابل شامل رفتارهای خود آشکارسازی، پاسخدهی گرم و همدلانه و اصالت درمانگر می شود و تقریبا مشابه همان سبک ارتباطی است که در روش درمان مراجع محور دیده می شود. در DBT ، آشکارسازی واکنش های شخصی و فوری درمانگر زیاد اتفاق می افتد. برای مثال، زمانی که درمانجو از سردی درمانگر شکوه می کند، درمانگر می تواند این طور پاسخ دهد: «وقتی تو توقع گرمی و صمیمیت از من داری، من تحت فشار قرار می گیرم و گرمی و صمیمیت بیشتر، برای من سخت تر می شود ».

راهبردهای آسیب پذیری متقابل

گاهی اوقات درمانجو بارها و بارها در تکمیل تکالیف خانگی کوتاهی می کند و در عین حال، باز هم از درمانگر می خواهد که به او کمک کند؛ در چنین مواقعی بهتر است که درمانگر این طور پاسخ دهد: «تو همیشه از من درخواست می کنی که بهت کمک کنم، اما کارهایی رو که به نظر من برای بهبودی تو مفیدند، انجام نمیدی. در نتیجه من به عنوان یک درمانگر احساس ناکامی و عدم موفقیت می کنم، چرا که قصد دارم به تو کمک کنم اما تو این اجازه رو به من نمیدی ».

چنین جملاتی هم موجب اعتبار بخشیدن به درمانجو می شود و هم موجب به چالش کشیدن او. این جملات نمونه هایی از کنترل وابستگی (چرا که جملات درمانگر درباره ی درمانجو، معمولا یا بصورت تقویت کننده تجربه می شوند یا تنبیه کننده) و شفاف سازی وابستگی ( زیرا توجه درمانجو را به سمت پیامدهای رفتار بین فردی اش جلب می کند) هستند.

چگونگی پاسخ دادن درمانگر به مراجع

پاسخده بودن نیز مستلزم آن است که درمانگر نیازها و آرزوهای بیمار را جدی بگیرد. به بیان بهتر، پاسخده بودن نوعی سبک ارتباطی دوستانه و بامحبت است که از گرمی و تعهد درمانگر خبر می دهد. به منظور اینکه بیمار علاقه و درک درمانگر را نسبت به خود دریابد، پاسخ های درمانگر می بایست انعکاسی از محتوای تعاملات و ارتباطات بیمار باشد، نه یک نمایشنامه تصنعی و از پیش نوشته شده. درمانگر به منظور سرمشق دادن به بیمار جهت مقابله با مشکلات و یا به خاطر اعتبار بخشیدن به ادراک بیمار از درمانگر، می تواند جنبه هایی از خود را فاش سازد. در واقع، راهبرد ارتباط متقابل بدین منظور طراحی شده تا از قدرت یا نیروی متفاوتی که درمانجو به درمانگر نسبت می دهد، بکاهد و آسیب پذیر بودن درمانگر را آشکار کند.

ارتباط گستاخانه چیست؟

« راهبردهای ارتباط گستاخانه » دومین مجموعه ی راهبردهای سبک شناختی است و به این دلیل مورد استفاده قرار می گیرند تا بیمار را موقتا نامتعادل کنند، توجه او را جلب کرده و یک دیدگاه جایگزین و جدید ارائه کنند. این راهبردها می توانند فرایند مساله گشایی را تسهیل کرده و به این دلیل استفاده می شوند تا درمانجوی جزمی و نامنعطف را تکان دهند، به طوری که امکان یادگیری جدید فراهم شود. همچنین، زمانی که به نظر می رسد پیشرفت درمانی مدت هاست که منجمد شده، بکارگیری این راهبردها نوعی شکاف و روزنه ایجاد می کند.

کاربرد راهبرد ارتباط گستاخانه

در واقع، بکارگیری این راهبردها زمانی که بیمار به رکود می رسد و یا درمانجو و درمانگر در فرایند درمان «گیر می کنند »، بسیار مفید است. راهبردهای ارتباط گستاخانه نوعی سبک ارتباطیِ خشک و بی روح است که کاملا در تضاد با ارتباط گرم، متقابل، و پاسخده درمانگر قرار دارند. این راهبردها، شامل یک واکنش کاملاً معمولی و پیش و پا افتاده به رفتارهای غیر انطباقی بیمار، جدی گرفتن بیمار بیش از آنچه خودش تصور می کند و مواجهه مستقیم با رفتارهای دیوانه وار و پاسخ های نامتعارف وی میشود.

برای مثال، چنانچه بیمار بگوید: «من به کشتن خودم فکر می کنم » درمانگر DBT ممکن است بگوید: «این مسئله، درمان رو با مشکل مواجه میکنه، نمیکنه؟ ». لینهان معتقد است، تعادل برقرار کردن بین راهبردهای ارتباط گستاخانه (مانند گوشه کنایه ها، بی تفاوتی و بی اعتنایی های درمانگر) و راهبردهای آسیبب پذیری متقابل (مانند صداقت، گرمی و پاسخدهی درمانگر)، نشانگر دیالکتیکی است که توقف شیوه های رفتار و تفکر افراطی بیمار را سرعت می بخشد. برای اینکه راهبردهای ارتباط گستاخانه مفید واقع شوند، بایستی تعادلی میان آنها و راهبردهای ارتباط متقابل برقرار شود، بدون این تعادلی، هیچ یک از راهبردها نماینده ی DBT نخواهند بود.

پیام بگذارید

(0 دیدگاه)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *