طرحواره و انواع آن

طرحواره و انواع آن


طرحواره و انواع آن چیست؟ طرحواره (Schema) یک چارچوب شناختی است که به افراد کمک می‌کند اطلاعات را سازماندهی، پردازش و تفسیر کنند. این مفهوم در روان‌شناسی، علوم شناختی و آموزش کاربرد گسترده‌ای دارد. طرحواره‌ها از تجربیات گذشته شکل می‌گیرند و بر درک ما از جهان تأثیر می‌گذارند.

طرحواره و انواع آن

طرحواره‌ها ساختارهای ذهنی هستند که درک ما از جهان را ساده ‌تر می‌کنند. آن‌ها از تجربیات و محیط شکل می‌گیرند و انواع مختلفی دارند، از جمله شناختی، اجتماعی، هیجانی و ناسازگار. شناخت طرحواره‌ها به درک بهتر رفتار و تفکر انسان کمک می ‌کند.

شکل‌گیری طرحواره

طرحواره‌ها از طریق تعامل بین عوامل مختلف شکل می‌گیرند.

  • تجربیات فردی: وقایع زندگی، آموزش ‌ها و تعاملات اجتماعی در ساخت طرحواره نقش دارند.
  • فرهنگ و محیط: ارزش‌ها، هنجارها و انتظارات فرهنگی بر طرحواره‌ ها تأثیر می‌ گذارند.
  • یادگیری: آموزش مستقیم یا مشاهده‌ ای به تشکیل طرحواره کمک می‌کند.
  • تکامل شناختی: با رشد ذهنی، طرحواره‌ ها پیچیده ‌تر و انعطاف ‌پذیرتر می‌شوند.

انواع طرحواره

طرحواره‌ها در حوزه‌های مختلفی دسته ‌بندی می‌شوند.

  1. طرحواره‌های شناختی (Cognitive Schemas)

این طرحواره‌ها به پردازش اطلاعات ذهنی کمک می‌کنند، مانند:

طرحواره‌های شخصی: باورها درباره خود (مثلاً “من باهوش هستم”).

طرحواره‌های رویدادی: انتظارات از یک موقعیت (مثلاً مراسم عروسی).

طرحواره‌های نقشه ‌ای: درک نقش‌های اجتماعی (مثلاً رفتار یک معلم).

  1. طرحواره‌های اجتماعی (Social Schemas)

این طرحواره‌ ها درک فرد از گروه‌ ها و تعاملات اجتماعی را شکل می‌دهند، مانند:

کلیشه‌ها: تعمیم‌های ساده ‌شده درباره گروه‌ها (مثلاً “تمام مهندسان منطقی هستند”).

پروتوتایپ‌ها: نمونه‌های ایده‌ آل از یک گروه (مثلاً رهبر کاریزماتیک).

  1. طرحواره‌های هیجانی (Emotional Schemas)

این طرحواره‌ها نحوه تفسیر و واکنش به هیجانات را تعیین می‌کنند، مانند:

طرحواره‌های اضطرابی: پیش ‌بینی خطر در موقعیت‌های مختلف.

طرحواره‌های افسردگی: باورهای منفی درباره آینده و خود.

طرحواره‌های ناسازگار اولیه

طرحواره‌ های ناسازگار اولیه (EMS) الگوهای عمیق و پایدار شناختی-هیجانی هستند که در دوران کودکی یا نوجوانی شکل می‌گیرند و در طول زندگی تداوم می‌یابند. این طرحواره‌ها معمولاً در پاسخ به نیازهای عاطفی برآورده ‌نشده (مانند امنیت، عشق، استقلال یا ارزشمندی) ایجاد می‌شوند و می‌توانند منجر به رفتارهای ناکارآمد، مشکلات روابط و اختلالات روانی مانند افسردگی و اضطراب شوند.

طرحواره و انواع آن

جفری یانگ، بنیانگذار طرحواره درمانی، ۱۸ طرحواره ناسازگار اولیه را شناسایی کرده که در ۵ حوزه کلی دسته‌ بندی می‌شوند.

۱. حوزه قطع ارتباط و طرد (Disconnection & Rejection)

این طرحواره‌ ها از تجربیات منفی با مراقبان اولیه (والدین یا سرپرستان) ناشی می‌شوند و باعث می‌شوند فرد احساس کند نیازهایش به عشق و امنیت برآورده نخواهد شد.

مثال‌ها:

  • طرحواره رها شدگی (Abandonment):

باور: “افراد مهم زندگی ‌ام مرا ترک خواهند کرد.” مثال: فردی که در کودکی طلاق والدین را تجربه کرده، همیشه در روابط عاطفی ترس از ترک شدن دارد.

  • طرحواره بی ‌اعتمادی/ بدرفتاری (Mistrust/Abuse):

باور: “دیگران به من آسیب خواهند زد یا از من سوءاستفاده خواهند کرد.” مثال: کسی که در کودکی مورد آزار عاطفی قرار گرفته، در بزرگسالی به همه سوءظن دارد.

۲. حوزه خودگردانی و عملکرد مختل (Impaired Autonomy & Performance)

این طرحواره‌ ها باعث می‌شوند فرد احساس ناتوانی در مدیریت زندگی مستقل داشته باشد و اغلب از والدین بیش‌ازحد محافظ یا کنترل ‌گر نشأت می‌گیرند.

مثال‌ها:

  • طرحواره وابستگی/ بی ‌کفایتی (Dependence/Incompetence):

باور: “من نمی‌توانم بدون کمک دیگران از عهده کارهایم برآیم.” مثال: فردی که همیشه والدینش همه کارهایش را انجام داده‌اند، در بزرگسالی در تصمیم‌ گیری مشکل دارد.

  • طرحواره آسیب‌ پذیری نسبت به ضرر (Vulnerability to Harm):

باور: “یک فاجعه هر لحظه ممکن است رخ دهد.” مثال: فردی که همیشه نگران بیمار شدن یا تصادف کردن است و از سفر یا تجربه‌های جدید اجتناب می‌کند.

۳. حوزه محدودیت ‌های مختل (Impaired Limits)

این طرحواره‌ ها منجر به مشکلاتی مانند عدم مسئولیت ‌پذیری، خودخواهی یا مشکل در رعایت قوانین می ‌شوند و معمولاً از تربیت بیش‌ازحد آسان  ‌گیر یا فقدان نظم ناشی می‌شوند.

مثال‌ها:

  • طرحواره استحقاق/ بزرگ ‌منشی (Entitlement/Grandiosity):

باور: “من خاص‌تر از دیگران هستم و باید هرچه می‌خواهم داشته باشم.” مثال: فردی که همیشه در کودکی به او گفته ‌اند “خاص” است، در بزرگسالی انتظار دارد دیگران همیشه مطیع او باشند.

  • طرحواره خویشتن‌ داری ناکافی (Insufficient Self-Control):

باور: “نمی‌توانم در برابر وسوسه‌ها مقاومت کنم.” مثال: فردی که در مدیریت خرج یا رژیم غذایی دائماً مشکل دارد.

۴. حوزه دیگر ‌توجهی (Other-Directedness)

این طرحواره‌ها باعث می‌شوند فرد نیازهای دیگران را بر خود مقدم بداند و از ترس طرد شدن، از خواسته‌های خود چشم ‌پوشی کند.

مثال‌ها:

  • طرحواره اطاعت (Subjugation):

باور: “اگر حرفم را بزنم، دیگران مرا دوست نخواهند داشت.” مثال: فردی که همیشه در روابطش تحمل می‌ کند و نمی‌تواند “نه” بگوید.

  • طرحواره ایثار (Self-Sacrifice):

باور: “من باید همیشه به دیگران کمک کنم، حتی اگر به خودم آسیب بزند.” مثال: فردی که تمام انرژی خود را صرف مراقبت از دیگران می‌کند و از خود غافل می‌شود.

۵. حوزه گوش ‌به ‌زنگی بیش ‌از حد و بازداری (Overvigilance & Inhibition)

این طرحواره‌ها منجر به کمال ‌گرایی افراطی، سرکوب هیجانات یا تمرکز بیش ‌از حد بر قوانین می‌شوند.

مثال‌ها:

  • طرحواره منفی ‌گرایی/ بدبینی (Negativity/Pessimism):

باور: “همه چیز در نهایت اشتباه پیش می‌رود.” مثال: فردی که همیشه منتظر شکست است و از ریسک ‌کردن می‌ترسد.

  • طرحواره بازداری هیجانی (Emotional Inhibition):

باور: “نشان دادن احساسات نشانه ضعف است.” مثال: فردی که هرگز گریه نمی‌کند یا عشق خود را بیان نمی‌کند.

طرحواره و انواع آن

طرحواره‌های ناسازگار اولیه ریشه در تجربیات کودکی دارند و می‌توانند تا بزرگسالی بر رفتار، روابط و سلامت روان تأثیر بگذارند. شناخت این طرحواره‌ ها اولین قدم برای تغییر الگوهای منفی و بهبود کیفیت زندگی است.  طرحواره درمانی (Schema Therapy)  یکی از روش‌ های مؤثر برای اصلاح این الگوهاست.

لا تعليق

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *