تهران – خیابان پیروزی ، روبروی خیابان پنجم نیرو هوایی (روبروی مترو نیرو هوایی) ، مجتمع نسیم ، طبقه اول ، واحد 1

تلفن تماس : ۷۷۴۶۸۴۱۸-۰۲۱

راهبردهای مسئله گشایی

راهبردهای مسئله گشایی

راهبردهای مسئله گشایی که راهبردهای تغییر هم نامیده می شوند، راهبردهای اصلی تغییر در DBT به حساب می آیند و هدف از آنها کمک به پرورش سبک حل مساله ی فعال و کارآمد است. با این حال، اجرای راهبردهای فوق برای درمانجویانی که به لحاظ هیجانی دچار بدتنظیمی هستند، سرشار از موانع و مشکلات خواهد بود.

راهبردهای مسئله گشایی

درمانگران به هنگام کار با بیماران مبتلا به BPD ، باید به یاد داشته باشند که با افرادی روبرو هستند که از تمامی جمعیت های بالینی، کار کردن با آنها و بکارگیری فرایند فوق دشوارتر است. ایجاد تعادل بین فهم همدلانه (اعتباربخش) و مداخلات معطوف به افزایش خلق مثبت و بهبود راهبردهای حل مساله (تغییر)، بی نهایت مهم است. در DBT ، فرایند مسئله گشایی از دو مرحله تشکیل می شود. گام اول آن بر درک و پذیرش مشکل، و گام دوم بر ایجاد و اجرای راه حل های جایگزین تمرکز می کند. مرحله ی اول مسئله گشایی، تحلیل رفتاری را به خدمت می گیرد و شامل کسب بینش نسبت به الگوهای رفتاری تکراری و دادن اطلاعات آموزشی درباره ی اصول رفتار، هنجارها، و مسایلی از این دست می شود. مرحله ی دوم مسئله گشایی، با بکارگیری تحلیل راه حل، به دنبال روش های تغییر است.

تحلیل رفتاری 

تحلیل رفتاری، یکی از مهم ترین و در عین حال مشکل ترین راهبردهای DBT است و هدف از آن، انتخاب یک مشکل و تعیین دلایل آن به صورت تجربی است. علاوه بر این، تحلیل رفتاری نشان می دهد که برای حل و فصل مشکل، چه ابزارهایی در دسترس است. تحلیل رفتاری موضوعات زیر را بررسی می کند:

  1. آیا رفتارهای ناکارآمد تقویت شده اند؟ آیا پیامدهای آزاردهنده ای به دنبال رفتارهای کارآمد آمده؟، یا اینکه پیامدهای پاداش دهنده با تاخیر رخ داده اند؟
  2.  آیا درمانجو دارای مهارت های رفتاری مورد نیاز برای تنظیم هیجان ها، پاسخ دادن ماهرانه به تعارضات، و کنترل رفتار خودش است یا خیر؟
  3.  الگوهایی از اجتناب یا رفتارهای کارآمدی وجود دارند که بواسطه ی احساس گناه یا ترس های ناخواسته، بازداری شده باشند؟
  4.  آیا درمانجو از وابستگی های تاثیرگذار بر روی محیط، یا رفتارهای کارآمدی که بواسطه ی مفروضه ها یا باورهای غلط بازداری شده اند، ناآگاه است؟

پاسخ به سوالات فوق به درمانگر کمک می کند تا راهبردهای تغییر مناسب نظیر، کنترل وابستگی، آموزش مهارت های رفتاری، مواجهه، یا اصلاح شناختی را آموزش دهد.

تحلیل راه حل و روش های تغییر

زمانی که مشکل مورد نظر مشخص و تحلیل شد، مساله گشایی با تلاش هایی فعالانه جهت شناسایی و یافتن راه حل های جایگزین، آغاز می شود. گاهی اوقات راه حل ها در حین اجرای تحلیل رفتاری پیشنهاد می شوند و ممکن است اشاره به این راه حل ها تمام چیزی باشد که مورد نیاز درمانجو است. در مواقع دیگر نیز احتمال دارد تحلیل راه حل، به صورت کامل تر مورد نیاز باشد. در هر صورت اولین تکلیف در اینجا، بارش مغزی یا تولید تمامی راه حل های ممکن است. در مرحله ی بعد، راه حل ها بر حسب پیامدهای مختلف مورد انتظار به طور دقیق ارزیابی می شوند. گام نهایی در تحلیل راه حل، انتخاب راه حلی است که نسبت به سایر گزینه ها تا اندازه ای کارآمد است.

در سرتاسر دوره ی ارزیابی راه حل ها، درمانگر به راهنمایی درمانجو می پردازد تا راه حل ویژه ای را انتخاب کند. مرجّح آن است که درمانگر به جای منافع کوتاه مدت، به منافع بلند مدتِ راه حل برگزیده توجه ویژه ای داشته باشد و راه حلی برای درمانجو انتخاب کند که بیشترین سود را برای او داشته باشد نه برای اطرافیان درمانجو.

مراحل تحلیل رفتاری و تحلیل راه حل به شرح زیر است:

۱- توصیف رفتار

رفتار مشکل آفرین مورد نظر (مثل، تخریب اشیاء، خودزنی، حالات تجزیه ای، نیامدن به جلسه ی درمانی) را توصیف کنید.

  •  توصیف شما کاملا اختصاصی و همراه با جزئیات باشد. از کلمات کلی و مبهم اجتناب کنید.
  •  دقیقا مشخص کنید که چه کار کردید، چه گفتید، چه احساسی داشتید و چه فکری به ذهنتان آمد.
  • شدت رفتار و سایر ویژگی های رفتار مورد نظر را که واجد اهمیت است، توصیف کنید.
  •  رفتار مشکل آفرین را باید بقدری واضح و سرشار از جزئیات توصیف کنید که یک هنرپیشه قادر به اجرا یا بازآفرینی آن باشد.

۲- توصیف رویداد

رویداد تسریع کننده ای را که درست پیش از وقوع رفتار رخ داد و باعث آغاز زنجیره ی رفتاری بالا شد، توصیف کنید. همیشه با رویدادهایی که در محیط اطرافتان اتفاق افتاده اند شروع کنید، حتی رویدادهای که به ظاهر، نقشی در رفتار شما نداشته اند.

۳- عوامل آسیب پذیر کننده قبل رویداد

عوامل آسیب پذیرکننده ی خاصی را که فکر می کنید قبل از رویداد تسریع کننده رخ داده اند، توصیف کنید. به عبارت دیگر، چه عوامل یا اتفاقاتی شما را در برابر زنجیره ی رفتاری بالا آسیب پذیرتر کرد؟ حوزه هایی که باید بررسی کرد عبارتند از:

  • بیماری جسمی، عدم تعادل در خواب یا خوراک، جراحت
  •  استفاده از دارو یا الکل؛ سوء مصرف داروهای تجویز شده و مجاز
  •  اتفاقات استرس زا در محیط (چه مثبت و چه منفی)
  •  هیجان های شدید مثل غمگینی، خشم، ترس، یا احساس تنهایی

۴- نوشتن تمام پیوندها

زنجیره ی رویدادهایی را که به رفتار مشکل آفرین ختم شد، با جزئیات دقیق و کامل بنویسید. این زنجیره چه مدت طول کشید؟ این زنجیره به کجا ختم شد؟ چه چیزهای دیگری موجب پیوند یا ارتباط بین رویدادهای این زنجیره شد؟ تمام پیوندها را بنویسید، حتی اگر جزئی و بی اهمیت باشند. تلاش کنید تا توضیحات شما سرشار از جزئیات و کاملا دقیق باشند. در این باره، به سوالات زیر پاسخ دهید:

  •  فکر (یا باور)، احساس، یا رفتار شما بعد از آن رویداد تسریع کننده، دقیقا چه بود؟
  • به تمام اتفاقات و پیوندهای میان آنها دوباره نگاهی بیندازید. آیا افکار، احساسات، و رفتارهای دیگری هم بود که ننوشته باشید؟ اگر به جای شما، فرد دیگری در موقعیت بالا قرار داشت، نوع افکار یا احساسات یا رفتارهایش با شما فرق می کرد؟ اگر جواب شما مثبت است، توضیح دهید.
  • چطور می شود که آن شخص، فکرها و احساس ها و رفتارهای دیگری می کند.

۵- پیامدها و عواقب رفتار شما چه بود؟

به طور اختصاصی و با جزئیات توضیح دهید که یک نفر دیگر بلافاصله پس از آن لحظه، چگونه واکنش نشان می دهد؟ بعدها چطور برخورد می کند؟ رفتار شما چه تاثیری بر خودتان و محیط اطراف گذاشت؟

۶- راه حل های مختلف مشکل بالا را با جزئیات توصیف کنید.

  •  به زنجیره ی رفتارهای خود پس از رویداد تسریع کننده برگردید و هر یک از پیوندها را مشخص کنید. اگر برخورد شما متفاوت بود، آیا می توانستید از رفتار مشکل آفرین اجتناب کنید؟
  •  فکر می کنید برای اجتناب از رفتار مشکل آفرین، لازم بود چه کار می کردید؟ از چه مهارت ها یا رفتارهای مقابله ای می توانستید استفاده کنید؟

۷٫ یک راهبرد پیشگیری را توصیف کنید که می تواند آسیب پذیری شما را در برابر تداوم زنجیره ی بالا کم کند.
۸٫ قصد دارید چه کاری انجام دهید که عواقب مهم رفتار مشکل آفرین را جبران کنید.

تحلیل رفتاری و تحلیل راه حل، شبیه تکنیک تحلیل موقعیتی در روش درمانی مک کالا، موسوم به نظام رواندرمانی مبتنی بر تحلیل رفتاری شناختی( CBASP ) است. این تکنیک با کمک پرسشنامه بررسی مقابله  (CSO) اجرا می شود .

پیام بگذارید

(0 دیدگاه)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *