تقویت تاب‌آوری در خانواده

تقویت تاب‌آوری در خانواده


تقویت تاب‌آوری در خانواده چگونه ممکن است؟ خانواده‌های فلسطینی در نوار غزه، کرانه باختری و اردوگاه‌های آوارگان در لبنان و اردن، دهه‌هاست که در معرض استرس مزمن ناشی از اشغال، جنگ، محاصره و آوارگی قرار دارند. با وجود این، میزان شیوع اختلالات روانی شدید در این جمعیت به طرز شگفت ‌آوری پایین ‌تر از پیش ‌بینی‌های مدل‌های غربی است.

تقویت تاب‌آوری در خانواده

این مقاله استدلال می‌ کند که عامل اصلی این تقویت تاب‌آوری در خانواده ، دو سرمایه فرهنگی و اجتماعی عمیقاً ریشه‌ دار است: آیین‌های مذهبی اسلامی (به ویژه نماز جماعت، دعا و مراسم سوگواری محرم) و ساختار همبستگی قبیله‌ ای (عشیره، خانواده گسترده و مفهوم «عزه»). چگونه این دو سازوکار از سه مسیر تقویت تاب‌آوری در خانواده را ایجاد می‌ کنند: ارائه چارچوب معنایی برای رنج، شبکه حمایت اجتماعی عملی و هیجانی، و حفظ هویت جمعی در برابر تهدیدهای هویت.

تقویت تاب‌آوری در خانواده چگونه ممکن است؟

در یک کلینیک روان‌شناسی در اردوگاه یرموک دمشق، پیش از جنگ سوریه، یک پژوهشگر غربی از مادر فلسطینی ۴۵ ساله می‌پرسد: «شما در طول زندگی ‌تان چند بار خانه به خانه شده ‌اید؟» مادر با خونسردی پاسخ می ‌دهد: «هفت بار. بار اول ۵ سالم بود. یادم هست عروسکم را جا گذاشتم.» پژوهشگر می ‌پرسد: «چطور تحمل کردید؟» زن لبخند می‌ زند و می ‌گوید: «خدا بزرگ است. و ما فامیل زیادی داریم.»

این گفت‌وگو کوتاه، دو رکن اصلی تقویت تاب‌آوری در خانواده فلسطینی را نشان می ‌دهد: ایمان مذهبی به عنوان چارچوبی برای معنا بخشیدن به رنج، و شبکه خویشاوندی به عنوان سیستم پشتیبانی عملی و عاطفی. نظریه‌های غربی تاب‌آوری اغلب بر عوامل فردی مانند عزت نفس، خودکارآمدی و مهارت‌های حل مسئله متمرکزند.

اما در فرهنگ فلسطینی، «من» فردی در «ما» جمعی حل می‌ شود. یک فلسطینی آسیب دیده تنها نیست، بلکه قسمتی از یک بدن بزرگ‌تر است: خانواده، قبیله، امت. این مقاله نشان می‌ دهد که چگونه این ساختارهای جمعی، که در روان‌ شناسی غربی گاهی آسیب ‌شناسانه برچسب «همبستگی بیش از حد» می ‌خورند، در واقع قدرتمند ترین سپر در برابر استرس مزمن اشغال و جنگ هستند.

تاب ‌آوری جمعی: مفهومی فراتر از فرد

تقویت تاب‌آوری در خانواده جمعی چگونه است؟ در حالی که تاب ‌آوری فردی به توانایی یک شخص برای «جهیدن به جلو» پس از تروما اشاره دارد، تاب ‌آوری جمعی ظرفیت یک گروه (خانواده، قبیله، جامعه) برای حفظ کارکرد و انسجام خود در مواجهه با تهدیدات مزمن است. این نوع تاب ‌آوری چهار مؤلفه دارد:

  • اول، هویت جمعی قوی: اعضای گروه خود را بخشی از یک کل می ‌دانند که فراتر از عمر فردی آن‌ها ادامه دارد. در فلسطین، این هویت جمعی ریشه در سه لایه دارد: خانواده (عائله)، قبیله (عشیره یا حموله)، و ملت (الشعب الفلسطینی).
  • دوم، حافظه جمعی از رنج: گروه دارای یک روایت مشترک از مصائب گذشته است که به عنوان منبع معنا و هشدار عمل می ‌کند. نکولبا (۱۹۴۸)، ناکسه (۱۹۶۷)، انتفاضه اول و دوم – این رویدادها به حماسه ‌های جمعی تبدیل شده‌اند که نه فقط زخم، بلکه منبع افتخار و هویت هستند.
  • سوم، آیین‌های جمعی بازتولیدکننده همبستگی: آیین‌های مذهبی و اجتماعی به طور منظم انجام می‌ شوند و پیوندهای گروه را بازتقویت می ‌کنند. این آیین‌ها مانند «تمرینات تقویت عضله همبستگی» عمل می ‌کنند.
  • چهارم، توزیع منابع در شبکه: در بحران، منابع (پول، غذا، سرپناه) در شبکه خویشاوندی پخش می ‌شود نه انباشت فردی. این توزیع جمعی، احتمال فروپاشی فردی را کاهش می ‌دهد.

جامعه فلسطینی، علیرغم فشارهای مدرنیزاسیون و اشغال، این چهار مؤلفه را به طرز چشمگیری حفظ کرده است. اکنون دو رکن اصلی تقویت تاب‌آوری در خانواده را بررسی می‌کنیم.

آیین‌های مذهبی: چارچوب معنایی برای رنج

اسلام دین ۹۸ درصد فلسطینی‌ هاست. اما آنچه اهمیت دارد، نه فقط باور قلبی، بلکه آیین ‌های جمعی است که به طور منظم انجام می ‌شوند و پیوند اجتماعی را بازتولید می ‌کنند. اثر این آیینها در تقویت تاب‌آوری در خانواده چیست؟

نماز جماعت

در محله‌ های فلسطینی، حتی در بحبوحه بمباران، مردان و پسران برای نماز ظهر و عصر در مسجد جمع می ‌شوند. این اجتماع پنج بار در روز، پیام ناگفته را منتقل می ‌کند: «تو تنها نیستی. نظم هنوز برقرار است. زندگی ادامه دارد.» برای کودک فلسطینی، دیدن پدر و برادر بزرگش که هر روز کفش‌ هایشان را در می‌آورند و پشت سر امام صف می ‌بندند، پیام امنیت و عادی بودن را مخابره می ‌کند.

مطالعه ‌ای در غزه نشان داد کودکانی که پدرانشان به طور منظم به نماز جماعت می ‌روند، نمرات اضطراب کمتری دارند – نه به دلیل محتوای مذهبی، بلکه به دلیل قابلیت پیش ‌بینی و حضور فیزیکی پدر. تقویت تاب‌آوری در خانواده از این طریق ممکن می شود.

دعا و ذکر جمعی

در لحظات بحرانی – هنگام شنیدن خبر شهادت یک همسایه، یا در پناهگاه زیر بمباران – خانواده‌ ها با صدای بلند دعا می‌کنند. ذکر «لا حول ولا قوه الا بالله» یا «حسبنا الله و نعم الوکیل» به صورت دسته ‌جمعی خوانده می ‌شود. این عمل دو کارکرد حیاتی دارد: اول، کاهش حس تنهایی (همه با هم دعا می ‌کنند پس من تنها نیستم)؛ دوم، ارائه یک چارچوب معنایی که رنج را «بی‌معنا» نمی ‌گذارد. در این چارچوب، رنج می‌ تواند کفاره گناهان، آزمایش الهی، یا مقدمه پیروزی نهایی باشد. برای ذهن کودک، این «داستان بزرگتر» که رنج را در خود جای می ‌دهد، بسیار مؤثرتر از توضیحات روان‌شناختی انتزاعی است.

مراسم سوگواری محرم (عاشورا) و سایر مناسبت‌ها

گرچه فلسطینی‌ها عمدتاً سنی مذهب هستند، اما فرهنگ سوگواری جمعی برای شهدا عمیقاً ریشه دارد. مراسم چهلم شهدا، که در آن صدها نفر در خانه خانواده شهید جمع می‌ شوند، قرآن می ‌خوانند و یاد او را گرامی می‌ دارند، یک آیین قدرتمند بازتولید همبستگی است. با تقویت تاب‌آوری در خانواده کودک فلسطینی می ‌بیند که مرگ یکی از اعضای جامعه، دلیلی برای فروپاشی نیست، بلکه دلیلی برای گردهم‌آیی بیشتر است. این پیام به او می ‌آموزد که «جامعه ما از هر ضربه‌ ای قوی‌ تر برمی‌خیزد».

پژوهش‌های اخیر در غزه نشان داده است که خانواده‌ هایی که آیین‌های مذهبی جمعی را به طور منظم انجام می ‌دهند، نرخ PTSD  کمتری دارند (۱۹٪ در مقابل ۳۶٪ در خانواده‌ های کمتر مذهبی)، اما نکته مهم این است که این تفاوت نه به دلیل باور فردی (کسی که فقط در دل دعا می‌ کند تفاوتی ندارد) بلکه به دلیل «بودن در جمع» در حین دعا است. این عمل در تقویت تاب‌آوری در خانواده بسیار موثر است.

همبستگی قبیله‌ای: شبکه حمایت بدون شرط

دومین رکن تقویت تاب‌آوری در خانواده فلسطینی، ساختار قبیله ‌ای (حموله یا عشیره) است. هر فلسطینی می ‌داند به کدام خانواده بزرگ تعلق دارد. این تعلق، نه یک برچسب تاریخی بی‌اثر، بلکه یک شبکه فعال و عملکردی است که در بحران فعال می‌شود. سه سازوکار اصلی تقویت تاب‌آوری در خانواده و همبستگی قبیله‌ای عبارتند از:

توزیع بار اقتصادی

وقتی یک خانواده فلسطینی خانه خود را در بمباران از دست می‌دهد، اعضای قبیله نه به عنوان «صدقه» بلکه به عنوان «حق» به او کمک می‌کنند. یکی اتاق چادرش را باز می‌کند، دیگری مقداری غذا می‌دهد، سومی پول قرض می‌دهد بدون انتظار بازپس‌ گیری زود هنگام. این شبکه غیررسمی اما قدرتمند، از سقوط یک خانواده به ورطه فقر مطلق جلوگیری می‌کند. برای کودک، آوارگی به معنای «رفتن به خانه عمو» است، نه «بی‌ خانمان شدن در خیابان». این تفاوت در کلمات، تفاوت در تجربه روانی است.

حل و فصل اختلافات بدون تخریب روابط

در فرهنگ قبیله‌ای، اختلافات خانوادگی از طریق نهاد «وساطت بزرگان قبیله» حل می ‌شود نه از طریق دادگاه دولتی. این فرایند، که شامل عذرخواهی، بخشش و گاهی پرداخت دیه است، باعث می‌ شود که یک درگیری به قطع کامل روابط منجر نشود. حفظ روابط، حتی پس از خیانت یا آسیب، یک مهارت جمعی است که به کودکان فلسطینی به طور غیرمستقیم آموزش داده می‌شود. در شرایط جنگ که منابع کم و استرس بالاست، این مهارت مانع از فروپاشی جامعه به تکه ‌های متخاصم می ‌شود. و باعث تقویت تاب‌آوری در خانواده میشود.

مفهوم «عزه» یا «شرف قبیله‌ای»

این مفهوم، که در غرب اغلب بد فهمیده می‌ شود، وجه مثبت مهمی دارد: «من به خاطر خانواده ‌ام کاری نمی ‌کنم که آبروی آن‌ها را ببرد.» این احساس مسئولیت جمعی، مانع قدرتمندی در برابر رفتارهای پرخطر در نوجوانان فلسطینی است. پسری که ممکن است در غیاب پدر به سمت خشونت خیابانی یا مصرف مواد کشیده شود، از این می ‌ترسد که «عزه» خانواده را خدشه‌ دار کند. این «ترس مثبت» (نه از مجازات دولتی، بلکه از نگاه سرزنش ‌آمیز عمو و پدربزرگ) یک نهاد تنظیمگر اجتماعی غیررسمی اما بسیار مؤثر است.

یک مطالعه انسان ‌شناختی در اردوگاه‌ های کرانه باختری نشان داد که کودکانی که قادر به نام بردن حداقل ۱۰ عضو از خانواده گسترده (عمو، عمه، پسرعمو و غیره) بودند و می‌دانستند در بحران به کدام یک مراجعه کنند، نمرات تاب‌آوری (با پرسشنامه CD-RISC) به طور معناداری بالاتر از کودکانی بود که شبکه خویشاوندی ضعیفی داشتند. وجود یک «عموی همیشه حاضر» می‌تواند تفاوت بین یک کودک مضطرب و یک کودک تاب‌آور باشد.

تعامل دین و قبیله: سیستم حمایت دو لایه

نکته ظریف و مهم این است که در فرهنگ فلسطینی، دین و قبیله دو سیستم موازی نیستند، بلکه در هم تنیده‌اند. بزرگان قبیله معمولاً افراد مذهبی ‌اند و مسجد محل تجمع مردان قبیله است. عروسی ‌ها، ختم ‌ها، و حل اختلافات همگی با آیین‌های مذهبی گره خورده‌ اند. این همپوشانی دو سیستم، یک شبکه حمایت افزون ایجاد می ‌کند: اگر یک لایه آسیب ببیند (مثلاً خانواده به دلیل آوارگی از هم پاشیده شود)، لایه دیگر (مسجد و ایمان) هنوز فعال است. در غزه که بمباران‌ ها ساختار خانواده را هدف می ‌گیرد، این افزونگی، تفاوت بین مرگ روانی و بقا را ایجاد می‌کند.

درس ‌هایی برای مداخلات روانی- اجتماعی

مدل تقویت تاب‌آوری در خانواده فلسطینی برای سایر مناطق جنگی و بحرانی درس ‌های ارزشمندی دارد:

  • اول، مداخلات غربی که بر «فرد» متمرکزند (مشاوره یک به یک در اتاق بسته) در فرهنگ ‌های جمع‌ گرا شکست می ‌خورند. به جای درمان‌ های فردی، باید گروه‌های همیاری خانوادگی، جلسات دعای جمعی و تقویت ساختارهای سنتی همبستگی را حمایت کرد.
  • دوم، آیین‌ های مذهبی را نباید به عنوان «عقب‌ ماندگی» نادیده گرفت. برای یک خانواده فلسطینی، خواندن قرآن جمعی یک مداخله روانی- اجتماعی رایگان، در دسترس و از نظر فرهنگی سازگار است. برنامه‌ های بین‌المللی باید با رهبران مذهبی محلی همکاری کنند، نه این که آن‌ ها را نادیده بگیرند.
  • سوم، حفظ خانواده گسترده (و نه فقط خانواده هسته ‌ای) یک هدف مداخله‌ ای است. سیاست‌ هایی که خانواده‌ های آواره را به آپارتمان‌های کوچک هسته ‌ای منتقل می‌ کنند، ناآگاهانه شبکه تاب‌آوری آن‌ها را نابود می‌ کنند. هر جا ممکن است، باید ساختار خویشاوندی حفظ شود.
  • چهارم، برای کودک فلسطینی، دانستن نام عموها و پسرعموها و احساس تعلق به یک «بدن بزرگ ‌تر» می ‌تواند مؤثرتر از صد جلسه درمان شناختی- رفتاری باشد. مداخلات باید این دانش را تقویت کنند، نه جایگزین آن شوند.

تقویت تاب‌آوری در خانواده

خانواده‌های فلسطینی در سخت‌ ترین شرایط زندگی می‌ کنند: بمباران، محاصره، آوارگی مکرر، از دست دادن عزیزان. اما آن‌ها سقوط نمی ‌کنند – نه به این دلیل که انسان‌های فو‌العاده‌ای هستند (هرچند هستند)، بلکه به این دلیل که درون یک سیستم جمعی با تقویت تاب‌آوری در خانواده زندگی می‌ کنند. دو رکن این سیستم، آیین‌ های مذهبی (که رنج را معنا می ‌بخشند و نظم جمعی را بازتولید می‌کنند) و همبستگی قبیله ‌ای (که حمایت عملی و عاطفی بدون شرط فراهم می ‌کند)، چنان در هم تنیده شده ‌اند که یک شبکه حمایتی افزونه و تقریباً نشکن ساخته‌ اند.

جامعه جهانی اگر واقعاً خواهان کمک به کودکان فلسطینی است، نباید این ساختارهای بومی را برای تقویت تاب‌آوری در خانواده نا دیده بگیرد یا بدتر، آن‌ها را با مدل‌های غربی جایگزین کند. به جای آن، باید از این سرمایه عظیم جمعی حمایت کند، زیرا تقویت تاب‌آوری در خانواده فلسطینی نه علی‌رغم قبیله و مذهب، بلکه به واسطه آن‌هاست. همان طور که آن مادر در اردوگاه یرموک گفت: «خدا بزرگ است، و ما فامیل زیادی داریم.» برای یک کودک فلسطینی، این دو جمله تمام چیزی است که برای ادامه دادن لازم دارد.

No comment

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × 1 =