تهران – خیابان پیروزی ، روبروی خیابان پنجم نیرو هوایی (روبروی مترو نیرو هوایی) ، مجتمع نسیم ، طبقه اول ، واحد 1

تلفن تماس : ۷۷۴۶۸۴۱۸-۰۲۱

نجات از زندگی ملالت بار

نجات از زندگی ملالت بار

گسستن بندها و نجات از زندگی ملالت بار و بی اقبال روزمره، آتش زنه این شوق درونی است که به خصوص کمپانی های فیلم سازی با مهارت تمام از آن بهره برداری می کنند. این میل وافر درونی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. موفقیت کمپانی های فیلم سازی که در ساختن فیلم هایی که درون مایه هایش همین شور و شوق و کُنش های درونی است، نمود پیدا می کند به روشنی تأیید کننده نقش مهم این احساس است .

البته اقدام به فرار از دور و تسلسل کسالت های زندگی روزمره، گریزی بی حاصل است و اگر فرد برای چنین گریزی دست به ماجراجویی بزند، نقطه پایان آن را کسی نمی داند. زندگی روزمره، به گونه ای غیرقابل تصور شور و هیجان و حتی بنیاد و اصل وجود هر حادثه ای را بلعیده و در خود هضم می کند. تنها این رویدادهای اجتماعی است که با آن که پیامدهایش به خوبی روشن نیست، بیشتر از هر ماجرا و رویداد دیگری از خود جذابیت نشان می دهد و در واقع نیز سرزمین عجایب محسوب میشود.

منفعت قدرت طلبان از نفرت مردم از روزگار

قدرت طلبان نیز از این شور و شوق آتشین مردم به ماجراجویی و نفرت از روزگار ناسازگار به خوبی آگاه هستند و از آن سود می جویند . همان  صحنه سازی های مربوط به مراسم معرفی اولیه خود عملی است جنجالی و پر سر و صدا که تأثیرات زیادی بر جای می گذارد. کسی که مترصد رسیدن به مقام قدرت مطلقه است، این آتش، آرزوها را چنان دامن می زند و آنچنان امیدهایی را در دل مردم زنده می کند که بالاتر از آن قابل تصور نیست . فرد قدرت طلب که خود نیز از متن جامعه بالا آمده (چه بسا از طبقات بسیار پایین اجتماع ) در ستایش و تکریم خود بانگ برمی آورد.

مگر نه این که خون و گوشت او نیز مانند سایر مردم عادی است پس پیشرفت و صعود او خود دلیلی است بر این که می توان از دل تیرگی و ظلمت بیرون آمده و چون ستاره ای درخشان در آسمان شب درخشید؟ این جاست که ناگهان توهم عروج، وجود همه را سراسر دربرمی گیرد و شاید حتی در این میان کسانی یافت شوند که دستمال خود را بیرق مبارزه و تصرف قدرت دانسته و تأسف بخورند که چرا تاکنون نسبت به داشته های خود آگاه نبوده اند.

نجات از زندگی ملالت بار

فرد قدرت طلب خودکامه، قبل از دست یابی به قدرت به هر کسی که از او طرفداری می کند وعده می دهد که در نظام عظیمی که او تأسیس خواهد کرد، اداره آن را به دست افرادی می سپارد که از او پیروی کرده و به او وفادار باشند . جان کلام آن که به آنان وعده قدرت می دهد و این وعده برای یک فرد ناچیز و یک لاقبا وعده بسیار مهمی است، با توجه به این که بحث بر سر این نیست که آن طبقه اجتماعی که این فرد عادی به آن تعلق دارد صاحب قدرت می شود، بلکه به او شخصاً نوید ارتقای مقام داده می شود که در پناه آن می تواند از شر« حقارت » طبقه خود نجات یابد .

آری خودکامه بزرگوار! میلیون ها آدم ناکام مانده حقارت کشیده را که آرزوهایی همانند آرزوهای پیشوای بزرگ در سر دارند (که حالا دیگر شور و اشتیاق در وجود آن ها به نوعی اضطرار و اجبار تبدیل شده است) مخاطب قرار می دهد.

اما پس از دست یازیدن به قدرت، وعده های فرد قدرت طلب خودکامه تنها در مورد چند هزار نفر از آن خیل عظیم عملی می شود و از این جاست که ترس و هراس فرد خودکامه از دیگران شروع می شود. گروه عظیمی از مردم از این رو که خواهان تغییراتی در وضع موجود هستند از او پیروی می کنند. فردی که از وضعیت موجود خود شدیداً متنفر است و به دلیل درجا زدن در چنین وضعی، در چشم خود نیز کوچک و حقیر می نماید، بدون شک ایجاد تغییر و دگرگونی در موقعیت مذکور برایش بر هر چیز دیگری اولویت دارد و در مورد میزان منافع به دست آمده از شرایط جدید زیاد سخت گیری نمی کند.

سخن آخر

نظام خودکامگی، دنیای از بن و ریشه جدیدی را وعده می دهد. اما به شهادت تاریخ هیچ حکومت فردسالاری نتوانسته شرایط اجتماعی را به شکلی مترقّی تغییر دهد . خودکامگان قدرت طلب همیشه نوید رسیدن به آستانه دوران جدیدی را تبلیغ کرده اند. اما در خاتمه، مردم چیزی جز دوره ای مملو از ظلم و ستم و تلخ کامی تجربه نکرده اند . البته نظام خودکامگی یک رشته تغییر و تحولات در چگونگی روابط زندگی روزمره ایجاد می کند، اما هواداران آتشین این نظام ها متأسفانه خیلی دیر خواهند فهمید که رهایی از شر بدبختی ها و تیره روزی های گذشته چیزی نیست که با تغییرات این چنینی امکان پذیر باشد.

پیام بگذارید

(0 دیدگاه)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *