تهران – خیابان پیروزی ، روبروی خیابان پنجم نیرو هوایی (روبروی مترو نیرو هوایی) ، مجتمع نسیم ، طبقه اول ، واحد 1

تلفن تماس : ۷۷۴۶۸۴۱۸-۰۲۱

زندگی مشترک

شروع زندگی مشترک

به سیطره زنان در آمدن ، ترس از زن ذلیلی ، ترس از عدم پیشرفت در کار و پول به خاطر مسائل زندگی مشترک ، رابطه بد خانواده با همسر و… باعث می شوند به محض پایان هیجانات مقدمات ازدواج ، افکار و نگرانی های مبهم در ذهن داماد ، برای چگونگی شروع زندگی مشترک خود ، موج بزند . من سه سال است ازدواج کرده ام . فکر می کردم با ازدواج خیلی پیشرفت میکنم . اما زنم دائم در همه کار من نظر می دهد . وقتی میبیند من جز گوش کردن هیچ کار خاص نمیکنم . بهم میریزد و میگوید : تو دوستم نداری . بعد هی کار من میشود منت کشی و ناز کشیدن . معمولا سرزنش و مواخذه ام میکند . به کار کردن من حساسیت نشان می دهد . این حس را به من القا میکند که قبل از ازدواج چهره ای دیگر از خدم به او نشان داده بودم .

آیا ازدواجم کار درستی بوده یا اشتباه .؟

این سوال پرسش بسیاری از مردان جوان و حتی میانسالی است که با گذشت چند سال از شروع زندگی مشترک ، هراز چند گاهی از خود می پرسند .

به راستی چرا چنین است ؟

حقیقت این است که آنها به راحتی نمی توانند تمامی تعهدات ، مسئولیت ها و وظایف یک زندگی را به دوش بکشند . برای خو گرفتن به این نوع زندگی جدید ، از چهار مرحله می گذرند تا بتوانند بر این مسئله چیره شوند .

۱- زندگی شیرین و رویایی .

این مدت معمولا یک تا دو سال شروع زندگی مشترک است . همسر این آقای داماد شیرین ترین خاطرات را پشت سر می گذارد . البته این مسئله به طور عام و یک قانون نیست . چرا که برخی زوجها این مدت را در زمان کمتر و برخی تا مدتها در این حالت باقی می مانند . در این دوره مرد با نمایش نقش اصلی در زندگی و حکم سرپرستی و حمایت از همسر خود . القای جملاتی چون ، من آقای خانه هستم و تو همسر منی . خود را نشان میدهد . همسر جوان از این احساسات عاشقانه و دلنشین لذت میبرد . تا وقتی که اولین بچه آنها به دنیا می آید .

۲- شروع مشکلات اولیه  .

در این زمان که حدود دو الی سه سال بعد از شروع زندگی مشترک ایجاد می شود ، مرد احساس میکند ، که همسر وی مثل یک یاغی تمام اختیارات و کنترل و آزادی شخصی او را تصاحب کرده است . تمام زمان و زندگی اش تحت دستورات و حمایت از همسرش پیش میرود . در اینجاست که وی برای اثبات آزادی خود دم ناسازگاری را با بی احترامی به همسر ، بهانه جویی و غیره آغاز میکند .

روانشناسان به این مرحله بحران سال سوم می گویند . او با گفتار و رفتارهای مخفیانه پایه و اساس زندگی خود را رو به فرو پاشی سوق می دهد .

۳- جنگ و فرار از خانه .

در این مرحله مرد با بحث های مکرر و بی دلیل . پرخاشگری و محکوم کردن همسر خود ، خانه را تبدیل به میدان جنگ میکند . در بیشتر مواقع دائما برای اثبات و آزادی خود ، در پی عشق و زندگی جدید می گردد . او در این مرحله تشنه آزادی است . تاکید میکنیم که این مسئله وقتی زندگی را رو به ویرانی میکشاند که زوجین ، هر دو بر اختلاف دامن زده و هیچ یک ، قدمی برای صبوری و اصلاح یکدیگر پیش نمی برند .

در این میان اگر بچه ای داشته باشند . این ناهنجاریهای محیط خانواده او را آزار میدهد . برخی شوهران تنها این حالات را بی منظور و تنها برای بهانه گیری نشان میدهند . در حالی که به راستی قصد ترک خانه خود را ندارند . اما دریغ از آنکه دیگر آن اعتماد سابق را در کانون خانواده ندارند . همواره با اتهامات و افکاری که خود او ، باعث شکل گیری آنها در ذهن همسر خود شده اند ، روبرو میشوند . در بیشتر مواقع یکی از پایه های نابودی کانون خانواده  همین رفتار است .

۴- زندگی دوباره شیرین می شود .

متاسفانه پس از سپری کردن این مراحل است که مرد با نشستن گرد پیری بر موهای خود ، سرانجام می فهمد که همسر خود که در ابتدای جوانی با انداختن حلقه و سوگند برای تداوم عشق و زندگی مشترک برگزیده است ، بهترین زن دنیا است . وی با احساس حقارت و فروتنی ، از ته دل به دنبال عشق دیرینه خود میگردد . درصدد این است که دوباره همان وظایف و مسئولیت های ابتدای زندگی مشترک خود را حتی بیشتر ، اتخاذ کند .

یک جو سالم و ایده آل را در زندگی بر پا کند . بهترین دوران وقتیست که با بزرگ شدن فرزندان و دیدن نوه های خود ، سالهاست که در شادمانی و خوشبختی زندگی خود را ادامه داده اند . در آخر تاکید میکنیم که تمام مردان کم و بیش این مراحل را سپری کرده اند .این مراحل شاید ۱۰۰% برای همه ی آنها صحت نداشته باشد .

اگر در هر کدام از مراحل زندگی سردرگم شده اید میتوانید از مشاوران مرکز بینا کمک بگیرید .

پیام بگذارید

(0 دیدگاه)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *