تهران – خیابان پیروزی ، روبروی خیابان پنجم نیرو هوایی (روبروی مترو نیرو هوایی) ، مجتمع نسیم ، طبقه اول ، واحد 1

تلفن تماس : ۷۷۴۶۸۴۱۸-۰۲۱

مشاوره اضطراب

اضطراب ، وسواس ، افسردگی

درباره صفات شخصیتی و خصوصیات افراد نگران و مضطرب،اطلاعات بسیار زیادی در دسترس است.برای مثال افراد نگران نمی توانند تردید و بلاتکلیفی را تحمل کنند،بسیار کمالگرا هستند و نسبت به پیامدهای منفی کارهای خود احساس مسئولیت می کنند.همه اینها صفات شخصیتی هستند که اصولا باید باعث شوند تا این افراد یرای حل مسائل تلاش کننداما افراد مضطرب در حل مشکلات معمولا اعتماد به نفس ندارند و از نگرانی های آن ها می توان فهمید که ناتوانی های شخصی و کمبودهای هیجانی دارند.این ترکیب متناقض از صفات ناهمخوان به آن ها انگیزه می دهد تا برای حل مشکلات خود تلاش کنند،ولی تردید شخصی آن ها درباره توانایی های خودشان در حل مشکلات به صورت موفقیت آمیز،باعث می شود در این کار موفق نشوند.

امروزه اضطراب به عنوان ریشه بسیاری از بیماری های جسمی ومشکلات روحی شناخته می شودکه از مهم ترین آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • -اضطراب روی علائم حیاتی مثل فشارخون،ضربان قلب و تنفس تاثیر می گذارد.
  • – اضطراب باعث پایین آمدن پروتئینp53 که سرکوب گر تومورهاست می شود؛بدن روزانه هفتصد توده سرطانی تولید می کند که در صورت عدم توانایی بدن در مقابل دفع یکی از این توده ها مبتلا به سرطان می شویم.
  • – استرس روی سیتم هورمونی تاثیر گذاشته و موجب سردرد،جوش زدن،آلرژی،چاقی،حساسیت و پیری زودرس می شود.
  • -ریشه اعتیاد وجود استرس در خانواده است.

مشکلات مربوط به اضطراب نسبتا عمومیت دارند و حدود ۳۰% الی ۴۰% افراد،در مرحله ای از زندگی خود،به اختلالاتی دچار می شوند که با اضطراب ارتباط دارند.در نتیجه اختلالات اضطرابی باری سنگین بر دوش فرد و جامعه هستند؛بسیار بیشتر از سایر مشکلات روانی طول می کشند و ممکن است به اندازه یک بیماری فیزیکی فلج کننده باشند.

انواع مختلفی از بیماری های اضطرابی وجود دارد که در ادامه به برخی از انواع مشکلات اضطرابی و علائم آن اشاره می کنیم.

 

اختلال اضطراب فراگیر(GAD):

شایعترین نوع اضطراب در میان مراجعین به مراکز مشاوره می باشد که علائم آن به شرح زیر می باشد:

  • ۱-اضطراب و نگرانی شدید و مفرط(دلشوره)درباره تعدادی از رویدادها یا فعالیت ها(مثلا عملکرد شغلی یا تحصیلی)در اکثر روزهای هفته وبه مدت حداقل ۶ ماه)
  • ۲- فرد بی قرار است و یا احساس عصبی بودن دارد،یا به خاطر نگرانی بی دلیل،بداخلاق است.
  • ۳- نمی تواند حواس خود را متمرکز کند یا ذهنش یکدفعه خالی می شود.
  • ۴- زودرنج است و زود عصبانی می شود.
  • ۵- تنش ماهیچه ای دارد.
  • ۶- خوابش مختل شده است(نمی تواند بخوابد،یا از خواب می پرد،یا خواب ناآرام دارد که خستگی اش را برطرف نمی کند).

 

اختلال اضطراب جدایی:

نوعی اختلال روانی است که در آن فرد به علت جدا شدن از خانه یا از افرادی که به آن ها وابستگی عاطفی زیادی دارد(پدر،مادر،پدربزرگ،فرزندان و یا خواهران و برادران )بشدت مضطرب می شود.حتی تصور جدایی می تواند به اضطراب شدید منجر شود.اضطراب جدایی می تواند در جنبه های مختلف زندگی(مثلا در عملکرد تحصیلی یا اجتماعی)نابسامانی شدیدی به وجود آورد.اختلال اضطراب جدایی برای اولین بار معمولا در سال های پیش دبستانی مشاهده می شود.

اضراب جدایی به عنوان ترس یا اضطراب بسیار زیاد و بی تناسب با مرحله رشدی که فرد در آن قرار دارد،به علت جدا شدن از کسانی که به آن ها دلبستگی دارد،تعریف می شود.این ترس یا اضطراب افراطی حداقل با سه مورد از هشت مورد زیر مشخص می شود:

  • ۱-هنگامی که فرد از خانه یا افراد مهمی که به آن ها دلبستگی دارد جدا می شود یا احساس می کند که به زودی جدا خواهد شد،به طور مکرر دچار استرس شدید می شود.
  • ۲-به طور دایم و به شدت نگران است که مبادا یکی از افراد مهمی را که به آنها دلبستگی دارد از دست بدهد یا بلایی سر او بیاید ،مثلا بیمار،مجروح،قربانی بلایای طبیعی شود،یا بمیرد.
  • ۳-به طور دایم و بشدت نگران رویددهایی است که می توانند به جدا شدن او از یکی از افراد مهمی که به آن ها دلبسته است منجر شوند(مثلا گم شدن،آدم ربایی،تصادف).
  • ۴-هرگز دوست ندارد یا اصلا حاضر نمی شود از خانه بیرون برود،از خانه دور شود،به مدرسه،محل کار،یا هر جای دیگری برود،زیرا از جدا شدن می ترسد.
  • ۵- به طور دائم و بشدت می ترسد یا میل ندارد در خانه یا جاهای دیگر تنها یا بدون یکی از افراد مهمی که به او دلبسته است،بماند.
  • ۶- به طور دایم تمایل ندارد یا می ترسد در جای دیگری بجز خانه خودش بخوابد یا اصلا دوست ندارد بدون حضور یکی از افراد مهمی که به او دلبستگی دارد بخوابد.
  • ۷- به طور مکرر کابوس هایی می بیند که موضوع آن ها جدایی است.
  • ۸- هنگامی که از خانه یا افراد مهمی که به آن ها دلبستگی دارد جدا می شود یا احساس می کند که به زودی جدا خواهد شد،به طور مکرر نشانه های فیزیکی را تجربه می کند(مثلل سردرد،معده درد،تهوع یا استفراغ).
  • ۱۰-پارستزیاس(احساس بی حس شدن،مورمور یا سوزن سوزن شدن بدن)
  • ۱۱-واقعیت زدایی یا شخص زدایی.
  • ۱۲-ترس از ازدست دادن کنترل یا دیوانه شدن.
  • ۱۳- ترس از مردن.

 

اختلال وحشت زدگی:

منظور از اختلال وحشت زدگی،حملات وحشت زدگی مکرر و غیر منتظره است.حمله وحشت زدگی عبارت است از ترس شدید یا ناراحتی شدید و ناگهانی ،که در عرض چند دقیقه به اوج خود می رسد و در طی آن،چند مورد یا بیشتر از نشانه های زیر روی می دهند:

  • تپش سریع و نامنظم قلب،تپش سریع قلب با صدای بلند،یا افزایش سرعت تپش قلب
  • عرق کردن.
  • لرزیدن.
  • احساس تنگی نفس یا خفگی.
  • احساس گیر کردن چیزی در گلو.
  • درد یا ناراحتی در قفسه سینه
  • تهوع یا درد در در ناحیه شکم.
  • احساس سرگیجه،عدم تعادل،در شرف غش کردن بودن یا غش کردن.
  • احساس سرد یا گرم شدن بدن(لرز گرفتن یا گرگرفتگی)

 

اختلال آگورافوبیا:

افراد مبتلا به آگورافوبیا،همیشه می ترسند که مبادا در جائی گیر بیفتند و در صورت نیاز فوری(معمولا به علت وحشتزدگی)نتوانند به موقع کمک دریافت کنند.یعنی افراد می ترسند در جایی یا در مکانی دچار حمله وحشت زدگی شوند و کسی نتواند به آن ها کمک کند یا خودشان نتوانند از آن فرار کنند.معمولا آگورافوبیا با معیارهای زیر تشخیص داده می شود:

الف- ترس یا اضطراب شدید درباره دو موقعیت(یا بیشتر)از پنج موقعیت زیر:

  • ۱٫استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی(مثلا اتومبیل،اتوبوس،قطار،کشتی یا هواپیما).
  • ۲٫فضاهای باز(پارکینگ های عمومی،مراکز خرید سرباز،پل عابر پیاده یا ماشین رو).
  • ۳٫فضاهای سربسته(فروشگاه،تئاتر یا سینما).
  • ۴٫ایستادن در صف یا قرار گرفتن در داخل جمعیت).
  • ۵٫تنها بودن در خارج از خانه.

ب- فرد از این موقعیت ها می ترسد یا از آنها اجتناب می کند زیرا فکر می کند که در صورت مواجه شدن با نشانه هایی شبیه نشانه های وحشت زدگی ،به آسانی نمی تواند فرار کند یا رسیدن نیروهای کمکی دشوار خواهد بود.

 

اختلال فوبیاهای خاص:

فوبیاهای خاص عبارتند از ترس های افراطی،غیر منطقی و مداوم نسبت به یک شئ یا یک وضعیت خاص.افراد فوبیک معمولا می دانند که ترس آن ها از یک موقعیت یا رویداد فوبیا زا بیش از حد زیاد یا غیر منطقی است،اما مجموعه ای از باورهای ترس آور در خود ایجاد کرده اند که ظاهرا ترس آن ها را در کنترل دارد.این باورها در درون خود اطلاعاتی به همراه دارند،اطلاعات درباره اینکه چرا فکر این یا آن محرک تهدید آمیز است و وقتی در وضعیت فوبیک قرار دارند چه واکنشی نشان دهند(مثل اجتناب از مواجهه با آن محرک).

معیارهای خاصی برای تشخیص ابتلا به اختلال فوبیک وجود دارداز جمله:

  • الف- ترس یا اضطراب شدید نسبت به یک شی یا یک موقعیت خاص(مثلا پرواز با هواپیما،ارتفاع،حیوانات،آمپول،مشاهده خون).
    توجه:کودکان ممکن است این ترس یا اضطراب را با گریه،قشقرق،بی حرکت ماندن،یا چسبیدن به بزرگترها نشان دهند.
  • ب- شی یا موقعیت فوبیک تقریبا همیشه باعث ترس یا اضطراب بلافاصله می شود.
  • پ- فرد تمام تلاش خود را به کار می برد تا از شی یا موقعیت فوبیک اجتناب کند یا این شی یا موقعیت را با ترس یا اضطراب بسیار زیاد تحمل می کند.
  • ت- شدت ترس یا اضطراب با شدت خطری که از طرف اشیا یا موقعیت های خاص او را تهدید می کند تناسب ندارد.
  • ث- ترس،اضطراب یا اجتناب دایمی و تکراری است و معمولا ۶ ماه یا بیشتر طول می کشد.
  • ز- ترس،اضطراب یا اجتناب باعث می شود فرد به رنج یا نابسامانی شدید در عملکرد اجتماعی،شغلی یا سایر جنبه های مهم زندگی دچار شود(فرد از این موضوع به شدت ناراحت است و عملکرد او در کارها و وظایف اجتماعی،شغلی و سایر زمینه های مهم مختل می شود.

 

اختلال اضطراب اجتماعی:

اختلال اضطراب اجتماعی عبارت است از ترس شدید و دایمی از موقعیت هایی که در آن ها فرد در جمع دیگران قرار می گیرد یا باید جلوی آن ها کاری انجام دهد(مثلا سخنرانی کند).افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی از هرگونه موقعیت اجتماعی که فکر می کنند ممکن است در آن یک رفتار خجالت آور داشته باشند یا هرگونه وضعیتی که فکر می کنند ممکن است در آن یک رفتار خجالت آور داشته باشند یا هر گونه وضعیتی که فکر می کنند در آن مورد ارزیابی منفی قرار می گیرند می ترسند و سعی می کنند از آن ها دور باشند.

اختلال اضطراب اجتماعی معیارها و نشانه های زیر را دارد:

الف- ترس یا اضطراب شدید نسبت به یک یا چند موقعیت اجتماعی که در آن فرد در معرض توجه و دقت دیگران قرار می گیرد.بعضی نمونه ها عبارتند از :تعاملات اجتماعی(مثلا حرف زدن با دیگران،ملاقات یا آشنا شدن با دیگران)،تحت نظارت دیگران قرار داشتن(مثلا به هنگام خوردن یا نوشیدن)،یا انجام دادن کاری در جلوی دیگران(مثلا سخنرانی کردن).

 

اختلال سلکتیو میوتیسم:

کودکان مبتلا به سلکتیو میوتیسم وقتی در تعاملات اجتماعی قرار می گیرند،سر صحبت را باز نمی کنند یا وقتی دیگران با آن ها حرف می زنند جواب نمی دهند.این حرف نزدن هم در تعاملات اجتماعی با کودکان و هم در تعاملات اجتماعی با بزرگسالان روی می دهد.کودکان مبتلا به سلکتیو میوتیسم در خانه خود و در حضور اعضای درجه یک خانواده حرف می زنند اما معمولا حتی جلوی دوستان صمیمی یا خویشاوندان درجه دو نیز حرف نمی زنند(مثلا پدربزرگ،مادربزرگ،عمو،دایی،خاله،عمه).این اختلال معمولا با اضطراب اجتماعی شدیدی همراه است.این کودکان معمولا از حرف زدن در مدرسه امتناع می ورزند که به مشکلات آکادمیک یا آموزشی منجر می شود؛زیرا برای معلمان دشوار است که بعضی از مهارت های این کودکان،مثل توانایی خواندن را مورد سنجش قرار دهند.حرف نزدن ممکن است ارتباط اجتماعی را مختل کند،هرچند کودکان مبتلا به این اختلال گاهی از روش های غیرشفاهی یا غیرکلامی برای ارتباط برقرار کردن استفاده می کنند(مثلا از گلوی خود صداهایی در می آورند،با دست نشان می دهند یا خواسته هایشان را می نویسند)و ممکن است به انجام دادن فعالیت های گروهی که در آن ها به حرف زدن نیاز نیست مشتاق باشند.از جمله سایر ویژگی های این کودکان می توان از موارد زیر نام برد:خجالتی بودن مفرط،ترس از خجالت کشیدن جلوی دیگران،انزوای اجتماعی و گوشه گیری،چسبیدن به مادر(پدر یا یک بزرگتر دیگر)،صفات کمالگرایانه،قشقرق راه انداختن یا رفتارهای نافرمانی اما در سطح خفیف.با این حال گاهی ممکن است یک اختلال ارتباطی نیز داشته باشند.حتی وقتی این اختلالات حضور دارند،اضطراب نیز حضور دارد(به جای کلمه سلکتیو ممیوتیسم کلماتی همچون لالی گزینشی،بی کلامی اختیاری و حرف نزدن انتخابی نیز به کار برده می شود.معیار تشخیص سلکتیو میوتیسم به صورت زیر می باشد:

  • الف- فرد در همه موقعیت های اجتماعی خاصی که در آن ها از او انتظار می رود حرف بزند(مثلا در مدرسه)ساکت می ماند اما در سایر مواقع حرف می زند.
  • ب- این موضوع در موفقیت و پیشرفت تحصیلی یا شغلی یا در ارتباط اجتماعی اختلال به وجود می آورد.
  • پ- این مشکل حداقل ۱ ماه ادامه می یابد(وبه اولین ماه مدرسه محدود نمی شود).
  • ث- در مدرسه این حرف نزدن را نمی توان به آشنا نبودن،یا راحت نبودن با زبانی که در محیط مدرسه صحبت می شود،نسبت داد.

 

اختلال وسواس:

وسواس ها مثل مهمانان ناخوانده ای هستند که گنگر خورده اند و لنگر انداخته اند.آن ها مثل تروریست های ذهنی به ذهن فرد یورش می آورند و باعث می شوند او معذب،مشوش،مضطرب،عصبی و گاهی هراسان شود.وسواس ها خود را به ۳ صورت نشان می دهند:

۱-افکار:افکار وسواسی کلماتی هستند که دایم در ذهن ما زنگ می زنند و تکرار می شوند.برای مثال اگر شی کثیفی را لمس کنید ،ممکن است این فکر دایم در ذهنتان تکرار شود:اگر همین حالا دستم را نشویم حتما مریض خواهم شد.بعضی دیگر افکار وسواسی خود را به صورت تردید یا دغدغه نشان می دهند،مثلا تردید درباره این موضوع که آیا درها را قفل کرده ایدیا نه،یا دغدغه درباره اینکه مبادا لوازم داخل کمد مرتب چیده نشده باشند.

۲- ترس ها:ترس های وسواسی عبارتند از احساسات،انگیزه های ناگهانی،یا نگرانی هایی درباره این موضوع که مبادا کاری نابجا،ناشایست یا نامطلوب انجام دهید.برای مثال ممکن است از این بترسید که به یکی از عزیزانتان صدمه وارد کنید یا هر کاری آن طور که شما آن را صحیح می دانید پیش نرود.یک مثال دیگر از ترس وسواسی زمانی است که نگران هستید مبادا در طول یه مهمانی شروع به پرت و پلاگویی و فحاشی کنید یا مبادا به هنگام رانندگی،ناگهان به آن طرف خیابان بروید و با اتومبیل هایی که از روبرو می آیند شاخ به شاخ شوید.

۳- ایماژها یا تصاویر ذهنی:اینها تصاویری غیرارادی و مزاحم هستند که در ذهنتان شکل می گیرند و معمولا صحنه هایی پرخشونت،ترسناک،از لحاظ اخلاقی مذموم،عجیب و غریب و نامطلوب را نشان می دهند.

اختلال وسواسی اجباری با ویژگی های زیر شناخته می شود:

وسواس هابا (۱)و(۲)شناخته می شوند:

۱٫افکار،امیال،یا تصاویرذهنی تکراری و دایمی که فرد،در برهه ای در طول ناراحتی،آنها را ناخواسته و مزاحم می داند و در اکثر افراد اضطراب یا استرس شدید به وجود می آورند.

۲٫فرد تلاش می کند تا این افکار،امیال یا تصاویرذهنی را نادیده بگیرد یا سرکوب کند،یا به وسیله یک فکر یا یک عمل دیگر،آن ها را خنثی کند.

اجبارها با (۱)و(۲)تعریف می شوند:

۱٫رفتارهای تکراری(مثلا شستن دست ها،مرتب کردن،چک کردن)یا اعمال ذهنی تکراری(مثلا دعا کردن،شمردن،تکرار کلمات در سکوت)که فرد احساس می کند،در واکنش به یک وسواس یا مطابق با قوانینی که باید به طور سفت و سخت اعمال شوند،باید به اجرا درآورد.

۲٫هدف فرد از این اعمال ذهنی یا رفتارهای فیزیکی عبارت است از جلوگیری یا کاهش اضطراب یا استرس،یا پیشگیری از یک رویداد یا موقعیت که فرد آن را ترسناک می داند؛اما این اعمال ذهنی یا رفتارهای فیزیکی با مواردی که قرار است آن ها را خنثی یا پیشگیری کنند هیچ ارتباط واقع بینانه ای ندارند،یا اعمال و رفتاری به وضوح افراطی هستند.

 

اختلال بادی دسمورفیک:

این اختلال اضطرابی نوعی اختلال روانشناختی است که در آن فرد بشدت نگران یک نقص خیالی یا بسیار کوچک در بدن خود می باشد و دایما به آن فکر می کند.این نقص معمولا خیالی است ،اما اگر نقص فیزیکی واقعا وجود داشته باشد ،افراد مبتلا به اختلال بادی دیسمورفیک آن را بشدت بزرگ خواهند کرد.برای اینکه فرد رسما مبتلا به این اختلال تشخیص داده شود ،باید شدت تفکر درباره نقص های جسمی آنقدر شدید باشد که باعث نابسامانی (نقص،معلولیت)در عملکرد اجتماعی،شغلی یا سایر زمینه های زندگی شود.

معیارهای تشخیصی اختلال بادی دیسمورفیک:

  • الف:فرد به طور دایم نگران است و فکر می کند یک یا چند نقص یا عیب در ظاهر فیزیکی دارد،ولی دیگران این نقص ها را نمی بینند یا آن ها را بسیار جزئی می دانند.
  • ب:در مرحله ای از این اختلال،فرد در واکنش به نگرانی های خود درباره ظاهرش،رفتارهای تکراری داشته است(مثلا خودش را به طور دایم در آینه برانداز کرده،به طور افراطی موهایش را شانه زده یا خودش را آرایش کرده است،پوست های مرده را از صورت یا بدنش کنده،یا به طور دایم از دیگران قوت قلب و دلگرمی خواسته است)یا اعمال ذهنی تکراری انجام داده است(مثلا ظاهر خودش را با ظاهر دیگران مقایسه کرده است).
  • پ.این اشتغال ذهنی باعث رنج شخصی یا نابسامانی شدید در عملکرد اجتماعی،شغلی،یا عملکرد در سایر جنبه های مهم زندگی شده است.
  • ت.اشتغال ذهنی درباره ظاهر خود،علت دیگری ندارد.

 

افسردگی:

در روانشناسی به افسردگی سرماخوردگی روانی گفته می شود،یعنی همان مدلی که یک فرد در طول سال ممکن است بارها سرما بخورد،در طول زمان ممکن است بارها افسرده شود؛از طرفی افسردگی نیز مثل سرماخوردگی اگر درمان نشده رها شود می تواند به مسائل جدی تری تبدیل شود.افسردگی باعث می شود تا افراد به اتفافات زندگیشان با دید منفی تری نگاه کنند و حافظه آنان تنها اتفاقات منفی زندگیشان را یادآوری کند.افسردگی می تواند به صورت مستقیم و غیرمستقیم کیفیت و رضایت از زندگی زناشویی را تحت تاثیر قرار دهد.افسردگی باعث می شود تا در خواب،اشتها،انگیزه و عملکرد جنسی افراد ،اختلال به وجود بیاید.

نشانه های افسردگی:

  • ۱٫فرد بیشتر طول روز و تقریبا هر روز،خلق افسرده دارد.
  • ۲٫فرد بیشتر طول روز و تقریبا هر روز،به تمام فعالیت ها (یا تقریبا تمام فعالیت ها به شدت بی علاقه است.
  • ۳٫به طور چشمگیر چاق می شود یا بدون گرفتن رژیم قضایی،به طور چشمگیر لاغر شده است.
  • ۴٫بی خوابی یا پرخوابی تقریبا در همه روزها
  • ۵٫پرتحرکی روانی حرکتی یا کم تحرکی روانی حرکتی
  • ۶٫تقریبا هر روز احساس می کند بی حال و بی رمفق است یا انرژی از دست داده است.
  • ۷٫تقریبا هر روز احساس می کند بی ارزش است یا بی دلیل احساس گناه(عذاب وجدان)شدید می کند.
  • ۸٫تقریبا هر روز توانایی فکر کردن یا تمرکز حواس ضعیف است،یا نمی تواند تصمیم بگیرد و قاطع باشد.
  • ۹٫به طور دایم به مرگ فکر می کند یا در مورد مرگ مشغله ذهنی دارد.